حسب حال

جناب سرطان فرموده اند که پنج ماهه اینجا خاک می خوره!
چه بنویسم؟!
از سیاست خسته شده ام و البته کلامم کمی تیزتر از قبل شده که مناسب پرشین بلاگ نیست!
دل صافی هم برای ایمانی نوشتن فعلا ندارم!
وقتهایی که نمازمان را سروقت می خوانیم و از خدا طلبکار می شویم هم حس نیایش نمی آید!
روانشناسی هم که دوس دارم اش فعلا خشکیده!
زن و بچه و درس و معاش و دغدغه ی کار و... هم مجال کمتری برای تمرکز می دهند!
هوا ابری است!
زمین لیز است!
اضافه بر اینها این روزها به حال شدیدی دچار کمی اعتماد به خویش ام!
می نویسم و نصفه و نیمه رها می کنم.
بیشتر اوقات فراغتم را فعلا به تیراندازی و شکار و مطالعه درباره این جور تفریحات می گذرانم.
غرض اینکه ما هم احتمالا متاستاز کرده ایم!
مرگ برادر بسیجی هوگو چاوز را هم تسلیت می گویم!

/ 4 نظر / 16 بازدید
نرگس

سلام سال نو مبارک وقتی وبلاگتونو می خونم می بینم وااااای چقده اختلاف سلیقه و عقیده و از اینجور چیزا داریم..!!! با تموم اختلافات برای شما و خونواده آرزوی سالی پراز سلامتی و برکت و موفقیت دارم یا علی

اسمعیل

محسن جون من امشب رفتم دو تا دسته و یه دی وی دی اورجینال pes2013 رو خریدم تا با تندرمون بترکونیم، فکر کنم تنها راه برون رفت از بحران فعلی همینه، تو هم امتحان کن.

سرطان ذهن

سلام و سال نو مبارک. از حقوق برادر بر برادر سیخونک زدن است. همین پست درددلیتون هم بسیار خوب بود. تعداد کامنت ها گویاست. راستی بخش اوقات فراغت باعث انبساط و بلکه تبخیر خاطر شد. :)

نرگس

بازم سلام.. حداقل وقتی میای کامنت ها رو بخونی یه زحمت بکش و دوخطی هم بنویس..شاید شما هم مشغله کار و زندگی و از اینجور چیزا...!!! اختلاف عقیده و سلیقه و .. دلیل اشتباه بودن نیس.. هس؟انتخابات نزدیکه و از وبلاگ شما بعیده که خالی باشه.. سال خوبی داشته باشی.. یا علی