اشتباه در شناخت ریشه

در قضایای 88 که بنده هم آن را فتنه می دانم هنوز  نتوانسته اند ریشه ی درست قضیه را ببیند. از این رو  واهمه ی تکرار یک فتنه ی دیگر را دارند چیزی که در سخنان سرداران سپاه هم مشهود است. و الا اگر طبیبی ریشه را پیدا کرده باشد و نسخه ی درست را پیچیده باشد چه جای نگرانی است؟
برای اثبات سخنم به این لینک ارجاع می دهم. +
آقای الهام جهت تبیین پیچیدگی های فتنه ی 88 مصاحبه ای را انجام داده. بیش از ده بار در این مصاحبه اسم آقای هاشمی را برده اند.
واقعا ریشه ی فتنه آقای هاشمی است؟
جمعیت های معترض و هنجارشکنی که به خیابان ها ریختند یا در محافلی که توان عرض اندام داشتند عرض اندام کردند واقعا نسبتی با آقای هاشمی داشتند؟

انتهای قضیه این است که فرزندان آقای هاشمی هم در این اعتراضات همراهی کردند خب فرزندان خیلی از سیاسیون و روحانیون و نزدیکان هم در این اعتراضات همراهی کردند.
روح الامینی هم بوده!
یعنی آن ها هم ریشه ی ماجرا بودند یا اینکه اینها خودشان تابع بودند نه متبوع؟
اگر واقعا ریشه ی موضوع آقای هاشمی و امثال هاشمی باشد عزل تک تک این افراد نسخه ی مناسبی برای عدم تکرار فتنه است. ( که در حال صورت گرفتن هم هست) پس دیگر چه جای نگرانی است؟

/ 5 نظر / 3 بازدید
سرطان ذهن

به نظر شما ریشه فتنه چه بود؟ من با مرور کامنتهای شما در وبلاگ خودم، پستهای زیادی از اینجا نمی دانم نظر شما چیست.

سرطان ذهن

بگذارید ببینم چه اطلاعاتی داریم: * به نظرم شما قبول داری که حکومت هم کوتاهی و ظلم و ... داشته است. * بخشی از معترضین را ضداسلام می دانی. * جواب مثبت به برخی خواسته های معترضین را بی اثر می دانی چون فکر می کنی به کمتر از براندازی راضی نیستند. * رعایت اخلاق و احکام اسلامی را در عمل سیاسی خودت و دیگران واجب می دانی. * اطلاع رسانی درست و منصفانه مفید می دانی و از مصلحت سنجی ها خلاف اینها انتقاد می کنی. * لزومی به رعایت کامل آزادی و دموکراسی نمی بینی چون اینها را در چارچوب اسلام می خواهی و جمهوری اسلامی را هم مدعی وجه مطلق آنها نمی دانسته ای که تعهدی از این بابت داشته باشد. * از احمدی نژاد و اطرافیانش انتقاد می کنی. * از حامیان رهبر که در حق هاشمی یا سبزها بی اخلاقی یا بی انصافی می کنند انتقاد می کنی.

سرطان ذهن

* تا به حال ندیده ام از آقای خامنه ای یا سیاست و سکوتش انتقاد کنی * کار به جای خطرناک که می رسد امام زمان ع را یاد می کنی ولی ندیده ام به مظلمومیت رهبر برسی. * قسمتهای حاد سرکوب حکومت در سال 88 را باور نداری. مثلا آدم کشتن در عاشورای 88 را قبول نداری. * حمایت آمریکا و غرب از معترضین 88 را واقعی و مهم می دانی هرچند شاید آنها را نه طراح اعتراض که موج سوار بدانی

سرطان ذهن

جمع بندی: به نظر من شما یک مسلمان منصف هستید. اکثر اوقات حاضر نیستید برای حفظ اعتقاد یا دوستانتان واقعیت را نادیده بگیری. گفتم اکثر چون فکر می کنم در مورد آدم کشتن حکومت و شخص رهبر چنین کاری را می کنی که شاید به هم مربوط هم باشد. به نظرم شما نارضایتی و دین گریزی قسمتی از مردم که آنها را اقلیت ولی قابل توجه می بینی درک می کنی و حکومت را در نارضایتی و دین گریزی آنها دخیل می دانی ولی مدل حکومتی که تقیدش به احکام کمتر از جمهوری اسلامی باشد برایت قابل قبول نیست و از طرفی می بینی که چنین حکومتی برای آن اقلیت دین گریز در حال گسترش قابل قبول نیست پس به بن بست می رسی. این بن بست من مخاطب را گیج می کند.

دامون

اين مقاله رو دير خوندم ولي عرض كنم كه ، شروع فتنه با بي خردي بعضي از دوستان بسيجي شروع شد كه عنوان دلسوزي براي انقلاب بدون هماهنگي با مراجع امنيتي و با اتكا به انقلابي بودن خود ، با لات بازي و شعارهاي تحريك كننده روز 25 خرداد خود را وسط معترضين انداختند و چند نفر از بي جنبه هاي سبزها هم از قبل از آن جوگير شده و يكسري اقدامات عجيب و غريب كردند نيروهاي امنيتي ما هم هيچوقت چنين وضعيتي را باور نداشتند و كاملا" غافلگير شدند و هيچ راهكاري براي آن در نظر نداشتند و آنچه را كه في البداهه به نظرشان ميرسيد اجرا ميكردند هزاران دليل اين مدلي ديگر