فصل وصال

پارسال گرچه از لحاظ سیاسی اجتماعی سال خوبی نبود ولی اتفاق میمون و مبارکی در خانواده ما رخ داد که واقعا نمی دانم چطور شکر این منت را از خداوند رحمان بنمایم. از همه ی دوستان اینترنتی و غیر اینترنتی و یک چیزی بین این دوتا هم حلالیت می طلبم.به واسطه  بحثی ، صحبتی اگر به کسی خدای نکرده صفت ناشایستی ، لفظ زشتی روا داشتم عفو کنند.دوست دارم در فضایی صمیمی تر باز هم باهاشان هم صحبت بشوم.انشالله مشکلات همه حل شود.


سوم عید جشن وصال یار و یکی شدن من و بانوی بزرگوار است .
فعلا زیر یک سقف نمی رویم.
مدیر تالار گفت : دی جی می خواهید؟ گفتیم : نمی شود به غیر از ساسی مانکن و تتلو و این خزعبلات موسیقی شاد و فاخر استفاده کنیم؟  گفتند : خیر!!!
ما هم گفتیم : ما هم خیر! سیصد هزار تومان برای نرمی کمر نمی دهیم!
سنتی خوان آوردیم برای خانوم ها!
بانو جان هم گفتند حالا که تتلو و کامی راسکال نمی آیند ، عوض اش می توانیم کارت دعوتی برای صاحب شیرین ترین عید نرگس آلود بفرستیم.فرستادیم.

 

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار
باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

تو بیایی همه ساعتها و ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند

/ 4 نظر / 8 بازدید
علی

مبارک باشد. ان شاالله به پای هم پیربشید[گل]

محمد باقر شجیعی

سلام همینطوری از سر کنجکاوی سری زدم.از خواندن خاطرات روزانه احساس یک هموطن و یک ایرانی بودن بهم دست می ده، اگرچه دیگه یک میان سال به حساب میام ولی از حسن جوانی هنوز دلم زنده میشه که در یادداشتهای شما همچین ول ول میزنه. حس موثر بودن،حس بزرگ شدن،باعث دلخوشی میشه و توان مجدد ،موفق باشید

حسین حمیدی

سلام، مبارک باشد. کی عروسی بود؟ کجا؟