برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
اتفاقات سوریه و واگذاری جنگ نرم
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠  

به نظر این حقیر اولین قدم در جنگ نرم ایجاد اعتماد است.
در بهترین حالت مورد انتظار حاکمیت ، معترضین سوری یک مشت وهابی مزدور و تحریک شده آل سعود و غرب می باشند و حکومت اسد در حال اصلاحات لازم در کشور می باشد.بهتر از این می شود؟
آیا در فرض بالا هم ایرانیان داخل کشور حق شنیدن هیچ خبری از اعتراضات و درگیری ها در سوریه را ندارند؟ آیا نباید بفهمند که چند ده نفر در یک کشور دوست و هم پیمان توسط ارتش سوریه کشته و زخمی شده اند؟ آیا حق دیدن زره پوش ها و سربازان سوری را ندارند؟
در حالی که هرکسی که  اهل خبر باشد می داند که سوریه شباهت های زیادی با دیگر کشورهای عربی دارد.کشوری دیکتاتوری است.ریاست جمهوری موروثی و مادام العمر است.نه نشریه ای حق انتشار دارد نه جمعیتی حق اعتراض.تصویر بشار اسد سر در دستشویی ها هم نصب است.فساد دولتی بالاست.
پس مخاطب ایرانی حق دارد  از اخبار سوریه هم در کنار فجایع بحرین و لیبی و یمن و فلسطین و... مطلع شود.
در نهایت تاسف عملکرد صدا و سیما همان روشی است که رسانه های غربی از آن استفاده می کنند و جمهوری اسلامی مدعی برائت از این روش هاست.
با این وضعیت اعتماد باقی مانده به صدا و سیما  کمتر و کمتر می شود چون روش ما هیچ فرقی با رسانه ای مثل بی بی سی ندارد. آن ها اخبار بحرین را پوشش نمی دهند.صدا و سیما اخبار سوریه را.
مخاطب ، این دیدگاه غیرصادقانه را به خاطر می سپارد و در مواقعی که کار به موضوعات حساس تر می رسد حسابی روی صدا و سیما باز نخواهد کرد.


کلمات کلیدی: سیاسی ،صدا و سیما
 
به روشنی شب
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸  

ما باید حرف بزنیم. روی محکماتمان ایستادگی  کنیم.کم نیاوریم.ناامیدی سهم روشنفکران غرب زده است که در کافی شاپ ها از غم نبود آزادی و عقلانیت الکلی شوند! ما باید بنویسیم .اگر هزاران تن از کوه تخریب شود برای صد کیلوگرم طلا.
چه غم!؟

دیشب بعد عمری دریچه ای از درون صدا و سیما باز شد.هرچند اندک و هرچقدر دیر.
به نظرم تحت فشار افکار عمومی و رسانه ها بود که معاونین سیاسی صدا وسیما مجال سخنانی زنده را به اشخاصی با سلیقه های  کمی مختلف (‌ونه عقاید) را داد.
تازه در فضایی که مجری اش رجانیوزی باشد و مدام در حال خط دهی به سخنان کارشناسان .
آقای یامین پور!  آخر اگر خودتان کارشناس هستی بفرما وسط تا استفاده کنیم.اگر نیستی چرا مدام فضاسازی می کنی؟ چرا حرف توی دهان کارشناسان می گذاری؟
منتظر این بود که آقای مطهری بگوید " آزادی بیان نیست یا چرا بازداشتها گسترده بوده " تا ابروانش را درهم کند و کارشناس دیگر را ملزم به پاسخدهی.
عجب وضعی است ها!
آقای یامین پور! معاونین سیاسی! آقای ضرغامی! و قص علی هذا! مشاهده کردید؟!
دو نفر آمدند گفتند آزادی بیان نیست.بازداشتها بیش از حد است.فضا تنگ است.دوطرف سهیم اند. فلان است. ببینید! ببینید هیچ اتفاقی نیافتاد بخدا! ببینید هیچ اسلام و نظامی به فنایی نرفت! ببینید هیچ تشویشی نشد! 
دیدید می شود نظر غیررسمی هم عیان شود؟یاد گرفتید؟!
نه! فکر نکنم فهمیده باشید!
به هر حال هرچه که بود.هرچقدر کم. ولی غنیمتی بود در این دریای تفتیده!

اضافه : خاطره جالبش برای من این بود که دوستی  که  کلا با اسلام و جمهوری اسلامی مخالف شدید و دوآتشه بود در حین برنامه به حرفهای وحید جلیلی بلند بلند احسنت و بارک الله حواله می فرستاد .
کلی خندیدیم! برای کی؟ وحید جلیلی؟!


 
دو قدم به مانده به صبح
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸  

دو قدم مانده به صبح از برنامه هایی است که دوستش دارم.
فرهنگی و هنری و آرامش بخش که از اشخاص توانمند و خوش صدا و دردمندی چون کاکاوند ، محمد صالح اعلی و فریدون جیرانی  سود می برد.
میهمان های برنامه را با دقت و ظرافت انتخاب می کند.  چند شب پیش اکبر اکسیر آمده بود و با هیجان طنزگونه اش حالم را شیرین کرد:

در کوچه، گوسفندم
در مدرسه، طوطی
در اداره، گاو
به خانه که می‌رسم سگ می‌شوم
چوپانی از برنامه کودک داد می‌زند:
گرگ آمد! گرگ آمد!
و من کنار بخاری
شعر تازه‌ام را پارس می‌کنم!


 
کدهای اضافی کاربر :