برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
سازمان برنامه : بودن یا نبودن!
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢  

سعید لیلاز در یادداشت سه شنبه روزنامه شرق نکته قابل تاملی را درباره سازمان برنامه  نوشته بود. اینکه نه آن حذف ناگهانی کار درستی بود و نه این دستور ناگهانی برای احیای سازمان و اینکه کلا سازمان برنامه اینقدرها هم آش دهان سوزی برای اقتصاد کشور نبوده و مضراتش کم نیست:
« وقتی انسان برنامه ریزی متمرکز انجام می دهد در حقیقت در نظام خلقت دست برده است. وقتی در اقتصاد برنامه ریزی متمرکز می کنید از طریق مکانیسم غیرطبیعی، تعادل بازار و اقتصاد را به هم زده اید. این خود باعث بروز ناهنجاری های جدیدی می شود. می توان دراین باره یک مثال ساده زد. ایران در 60سال گذشته حدود 2/1تریلیون دلار نفت فروخته اما متوسط رشد اقتصادی اش بیشتر از ترکیه نیست. ترکیه ای که نظام برنامه ریزی متمرکزی ندارد. این مساله در مقایسه بین یوگسلاوی با ایتالیا و اتریش با لهستان هم صادق است. کشورهایی که نظام برنامه ریزی متمرکزی نظیر سازمان برنامه ندارند، موفق ترند. علتش این است که وقتی سعی می کنیم با برنامه ریزی، مشکلی را حل کنیم به این دلیل که علم بشر به همه جوانب زندگی احاطه کامل ندارد نمی تواند برنامه ریزی کاملی داشته باشد.»

چند سال پیش هم شبیه همین صحبت را از دکتر پژویان شنیدم که این برنامه سوم توسعه ، برنامه چهارم توسعه و... فلج کننده ی پیشرفت اقتصاد است و هیچ دولتی هم نتوانسته بیشتر از سی یا چهل درصد برنامه ی توسعه زمان خودش را انجام دهد در حالی که معلوم نیست که جهت دهی های هر برنامه چقدر براساس نیاز بازار و مردم بوده است.


کلمات کلیدی: سیاسی
 
کیفیت رای
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢  

اگر عقل و شرع را ملاک انتخاب قرار دهیم ، کیفیت رای از کمیت آن مهم تر است. کمیت به این معنا که چه کسی و چه تعداد رای بیاورد و کیفیت اینکه یک فرد چگونه و از چه روشی رای بیاورد و مردم به چه علت و انگیزه ای به وی رای بدهند.  همه یک رای دارند  و در ظاهر بیشتر از یک رای نمی توانند  تاثیر بگذارند اما در پیشگاه عقل و شرع ارزش هر رای متفاوت است.

مثلا افرادی به جلیلی  از روی ظاهربینی رای بدهند.این رای کیفیت بالایی نخواهد داشت .تبسم ایمانی ، جای مهر ، پیراهن روی شلوار ، ریش سنگین ، یکی در میان در جملات از حضرت آقا گفتن و...

رایی که از روی ظاهربینی داده شود کیفیت چندانی ندارد و آسیب ها و عواقب احتمالی در پی دارد.

اگر فردی به سبب اینکه روحانی با اصلاح طلب هاست و به این دلیل به وی رای بدهد که رای به وی سبب تضعیف نظام و رهبری می شود این رای از لحاظ کیفی پایین است و تبعاتی شبیه آنچه در سال 88 شاهد بودیم در پی دارد.

آرایی که به صرف تعریف یک شخصیت ( هاشمی ، خاتمی ، مصباح ، کریمی و...)  از یک فرد باشند آرای کیفی ضعیف و نشان دهنده آگاهی و شعور سیاسی پایین و تنبلی می باشند . تعاریف شخصیت ها فقط می تواند امتیاز و زینتی برای انتخاب یک فرد باشد نه ملاک تشخیص رییس جمهور.

آرایی که به سبب یک مورد اجرایی خاص(50 هزار تومان پول نقد ، حذف سربازی ، آزادی زندانیان سیاسی و...)  داده می شوند بی کیفیت اند.

همچنین آرایی که به صرف "نه " گفتن و رای نیاوردن کاندیدای رقیب باشد کیفی نیست وفاقد صداقت است چرا که انتخابات میدان جنگ نیست که حتی برای شکست دشمن حاضر به پشتیبانی از هر فردی شویم.تمام کاندیداها نشان دهنده طیفی از مردم هستند.


کلمات کلیدی: سیاسی
 
حماسه سیاسی یا استفتا؟!
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢  

در انتخابات قبل عده ای سعی بر این داشتند که ببیند رای رهبری چیست و یا حتی فراتر از این شخصی را به عنوان نظر رهبری به مردم القا کنند و از این طریق آرای جمعی از مذهبیونی که بصیرت سیاسی نداشته و فقط از ترس اینکه مبادا خلاف نظر رهبر عمل کنند و خسرالدنیا و الاخرت بشوند را جمع کنند.
سال 84 و 88 به همین شیوه عده ای را ترغیب به رای به احمدی نژاد  کردند. امسال هم دارند به هر طریقی صغری کبری می چینند که آقای جلیلی کاندیدای رهبری است .صحت و سقم اینکه آقای جلیلی نظر رهبری است یا نه برایم اهمیتی ندارد چرا که از دو منظر این کار ، غلط است :
 اول اینکه مانع پیشرفت سیاسی و اصل جمهوریت است.پیشرفت سیاسی حاصل پیشرفت دیدگاه هر یک از افراد جامعه است . این نوع نگاه به انتخابات ( کشف نظر رهبری) باعث تنبلی در تحلیل سیاسی ، فقدان استقلال فکری ، نردبان شدن برای بقیه در بازی های سیاسی ،  عدم پذیرش مسوولیت رای خویش در صورت خطاها و اشتباهات شخص منتخبشان خواهد شد چرا که ممکن است اینطور توجیه می شود که ما فقط به نظر رهبری رای داده ایم و به رهبر دوم (عقل) اعتنا نکرده ایم.
دوم اینکه این گفتار و این القا کردن خلاف نظر امام و رهبری است. رهبری بارها گفتند که بنده رایم معلوم نیست.کسی خبر ندارد.میزان رای ملت است.مهم این است که انتخابات با شور برگزار شود. این حرف یعنی ای مردم به دنبال رای رهبری نباشید شما خودتان به انتخاب برسید.
اینکه ما بگوییم فلانی بیشتر در خط امام و رهبری است فرق دارد تا اینکه ببینیم نظر رهبری روی چه گزینه ای است .

سوم : در صورت برنده شدن کاندیدای مورد نظر شائبه و یا حداقل احساس تقلب و مهندسی شدن انتخابات برای کسانی که به کاندیداهای دیگر رای داده اند به وجود می آید و این احساس که انتخابات حالت فرمایشی پیدا کرده است که خلاف تاکتیک حماسه سیاسی است و در صورت برنده نشدن کاندیدای مورد نظر منجر به تضعیف رهبری و حزب اللهی ها در بین عوام خواهد شد.


کلمات کلیدی: سیاسی
 
نقدناپذیری ، علت ایجاد فتنه
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢  

قاسم روانبخش در برنامه ی دیروز امروز فردا نشان داد که تا چه حد تحلیل های سیاسی اش دارای قوت است.حالا حوصله ی باز کردن همه ی بحث را ندارم فقط خواستم بگویم که این مساله ی دفاع شورای نگهبان از یک کاندیدا در جریان انتخابات 88 را که الیاس حضرتی مطرح کرد نتوانست پاسخ دهد و به بیراهه زد که بعله! حضرت آقا گفته شورای نگهبان حافظ انتخابات است! شما چرا بالای حرف رهبری حرف می زنی؟!
این نقل قول ها از رهبری نمی تواند جواب یک سوال باشد.رهبری همیشه از همه ی ارکان فعلی نظام در همه حال دفاع می کند.اینکه توجیهی برای نقدناپذیری یک ارگان نمی شود.
فردا روزی دوباره همین اشتباهات را می کنیم بعد هم دشمن سوء استفاده می کند و هزینه ای را این ملت بیچاره متحمل می شوند . اسمش را هم می گذاریم فتنه ی جدید. کسی که در دهان نخبگان سیاسی را می بندد که آقا شما چند صباحی حرف نزن ، فعلا تحریمیم سیاه نمایی نکن! دم انتخابات است فعلا ساکت شو! برهه ی حساس است دشمن شادمان نکن! کسی که تحمل تلخی نقد و شفاف سازی را ندارد فتنه گر است.


کلمات کلیدی: سیاسی
 
دلم خوش نیست!
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٢  

حالا هی صدا و سیما جوسازی کند برای انتخابات که شاید بشود خلق حماسه کرد ولی برای من دلخوشی نمی آورد.چه دلخوشی داشته باشم! وقتی که شاعر برگزیده کشورم دغدغه اش این است که چرا ممیزی های ارشاد کامپیوتری است و واژه ی آغوش را از دفتر شعرم حذف کرده در حالی که این آغوش ، آغوش مادر شهید است! چه دلخوشی! وقتی که یکی از این احساس تکلیف کرده گان با بازی کردن با واژه ها به سمتی برسند و بعدش دوباره به جنگ واژه ها بروند! چه فرقی می کند قالیباف بیاید یا رضایی یا جلیلی یا کسی دیگر وقتی وبلاگنویسان متعهدمان نمی تواند نتیجه تاملات و دغدغه های خودشان را بنویسند و جز مجیزه گویی عاقبتش فیلترینگ و سانسور است؟!
من رای می دهم اما نه با دلی خوش و امیدی به آینده!


کلمات کلیدی: سیاسی ،فرهنگی اجتماعی
 
افزایش جمعیت اشتباه است نه برنامه ی قبلی!(از منظر منابع آب)
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۱  

 همیشه از اعتراف به اشتباه و عذرخواهی حاکمان و مدیران خوشحال می شوم چرا که نشان دهنده ی دید باز و عدم تعصب می باشد. اما اعتراف به اشتباه رهبری در سخنان اخیرشان چندان دلنشین نبود.
من متخصص آمار یا مدیریت دولتی یا علوم سیاسی نیستم ولی در حیطه رشته ی خودم می توانم ادعا کنم که افزایش جمعیت در وضعیت فعلی یک اشتباه است . برخلاف داشته های موجود است.
هرکس که کمی اهل روزنامه خواندن باشد می داند که جهان امروز به بحران آب دچار است .عواملی چون افزایش جمیعت جهان ، مصرف گرایی ، صنعتی شدن ، گرمایش جهانی و تغییر اقلیم باعث بروز چنین مشکلی شده است.
در این وضعیت کشورها  از لحاظ منابع آبی به ترتیب به سه دسته ی بحرانی ، نزدیک به بحران و به دور از بحران تقسیم می شوند.
کشور ایران یک کشور گرم و خشک است که یک سوم آن را بیابان تشکیل می دهد و  در این دسته بندی در دسته ی نزدیک به بحران و لب مرز قرار دارد.
سهم هر ایرانی با جمعیت فعلی در حال حاضر در حدود 1800 متر مکعب در سال است .
حال اگر منابع آبی  کم نشوند که با توجه به گرمایش زمین و تغییر اقلیم احتمال آن زیاد هم هست با افزایش دوبرابری جمعیت که در صحبت های سران نظام تکرار می شود سرانه ی سهم هر ایرانی تبدیل به 900 تا 1000 متر مکعب در سال می شود که به معنی بحران جدی است.
از سوی دیگر پراکندگی بارندگی و منابع آبی در کشور به هیچ وجه موزون و برابر نیست .در حالی که رشد جمعیت تا به حال به ناموزونی منابع آب نبوده و این خود بحران آبی را شدیدتر می کند.
طرح های انتقال آب سرشاخه های کارون به بیابان ها و نمکزارها که بدون تایید حتی یک مقاله ی علمی و با لابی گری های ذینفعان به انجام می رسد خود گواهی بر وجود بحران آبی حتی در شرایط فعلی است.

جمع بندی : اگر ادعا می کنیم که توان اداره ی بیکاری ،مسکن ، ازدواج ، اعتیاد ، فساد و... جمعیت فعلی و حتی دوبرابری اش را داریم با هیج تحلیلی نمی توانیم ادعا کنیم که منابع آبی کشورمان کشش این همه افزایش جمعیت را داشته باشد.تنها در صورتی که مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد کننده عمده ی آب واقعی یا آب مجازی باشیم افزایش جمعیت ما را دچار بحران های آبی و زیست محیطی نمی کند.


کلمات کلیدی: سیاسی ،مهندسی آب
 
الف مثل آزادی
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱  

فیلتر شدن الف برای من ناراحت کننده نبود. شاید هم خوشحال کننده بود.
به این امید که برای ما امت حزب الله تلنگری باشد و بیشتر دغدغه ی آزادی ( که یک سوم شعارهای انقلاب بود) داشته باشیم.
که بدانیم اگر از آزادی مثل سرمایه و کار ایرانی و فلسطین حمایت نکنیم و نسبت به وضعیت اش بی تفاوت باشیم ، قدرت و قدرتمندان خود به خود با آزادی هرکس از هر سلیقه و نگاهی بازی می کنند.


کلمات کلیدی: سیاسی ،فرهنگی اجتماعی
 
فاجعه های آبی و مسوولین ...
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩۱  

اتفاقاتی که توسط مسوولان کشور رخ می دهد این باور را در انسان تقویت می کند که خواست آنها از جایی غیر از خواست مردم بلند می شود.
مسلما در زمینه هایی پبشرفت هایی داشته ایم اما آیا مطابق با خواست و صلاح مردم نیز بوده اند؟
وضعیت طرح های عمرانی و آبی کشور مصداق حرف بالاست.
بیشتر شبیه طرح های عمرانی ضربتی هیتلر در جنگ جهانی دوم می مانند.
آب شور دریای خزر را می خواهند ببرند وسط کویر ،شیرین کنند.
فرض بر این می گیریم که مطالعات علمی و فنی این طرح توسط متخصصین آن انجام شده (که نشده!) حجم هزینه های این طرح به قدری سنگین است که هیچ اولویتی ندارد.طرح های عظیم شیرین کردن آب به قدری هزینه بردارند که حتی شیخ های مایه دار عرب را هم با محدودیت های زیادی مواجه می کنند.
  آن هم در این زمانه که دریاچه ارومیه و بختگان و هزاران هکتار باغ و مزرعه از شوری و خشکی رنح می برند.
برای روشن شدن قصیه باید بدانیم که شوری آب دریای خزر 64 گرم بر لیتر است در حالی که شوری آب کشاورزی در بدترین حالت و با بهترین مدیریت باید به یک درصد مقدار قعلی برسد.یعنی تقریبا در حد درست کردن آب مقطر از آب خیار شور!
برای در اولویت بودن دریاچه ی ارومیه به چنین آبی هم عدد 340 گرم بر لیتر شوری دریاچه ی ارومیه را در نظر داشته باشید.
من به مانند جمعی از هموطنان مقصر گرد و خاک و خشکی دریاچه ارومیه را مسوولین نمی دانم به علت اینکه تغییر اقلیم پدیده ای ناگزیر است ولی ...هع!


کلمات کلیدی: سیاسی ،مشکلات
 
شاسی رو محکم تر فشار بدیم!
ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠  

به یک بزرگواری گفتم بگذار به این جبهه پایداری رای بدهیم تا قضیه شورتر از اینی که هست بشود. تا خودشان ، خودشان را بخورند.
بالاخره یک تجربه ای است واسه خودش!
دیدی گفتم بزرگوار؟
دیدی حجت الاسلام حسینیان فرمودند که پاسخ ها قانع کننده بود و مجلس غلط کرد که پرسید؟!
دیدی دانش آموز مرتب گذشته و رییس جمهور بیست فعلی هم فرمودند که بگذارید دور هم صفا کنیم و انبساط خاطری ایجاد بشه؟!


بی ربط : ما گول خوردیم! خدا ازمون بگذره!



کلمات کلیدی: سیاسی
 
سخنان علی مطهری و پناهیان
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠  

نامه علی مطهری به سخنان پناهیان +
پاسخ پناهیان به مطهری +

به نظرم دو طرف از لحاظ منطق و اخلاق اشتباهاتی مرتکب شده اند ولی سطح منطق پناهیان پایین تر بود.خصوصا در مورد اولویت استقرار ولایت بر اجرای عدالت و انتقاد از معصومین و ولی فقیه.





کلمات کلیدی: سیاسی
 
اشتباه در شناخت ریشه
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠  

در قضایای 88 که بنده هم آن را فتنه می دانم هنوز  نتوانسته اند ریشه ی درست قضیه را ببیند. از این رو  واهمه ی تکرار یک فتنه ی دیگر را دارند چیزی که در سخنان سرداران سپاه هم مشهود است. و الا اگر طبیبی ریشه را پیدا کرده باشد و نسخه ی درست را پیچیده باشد چه جای نگرانی است؟
برای اثبات سخنم به این لینک ارجاع می دهم. +
آقای الهام جهت تبیین پیچیدگی های فتنه ی 88 مصاحبه ای را انجام داده. بیش از ده بار در این مصاحبه اسم آقای هاشمی را برده اند.
واقعا ریشه ی فتنه آقای هاشمی است؟
جمعیت های معترض و هنجارشکنی که به خیابان ها ریختند یا در محافلی که توان عرض اندام داشتند عرض اندام کردند واقعا نسبتی با آقای هاشمی داشتند؟

انتهای قضیه این است که فرزندان آقای هاشمی هم در این اعتراضات همراهی کردند خب فرزندان خیلی از سیاسیون و روحانیون و نزدیکان هم در این اعتراضات همراهی کردند.
روح الامینی هم بوده!
یعنی آن ها هم ریشه ی ماجرا بودند یا اینکه اینها خودشان تابع بودند نه متبوع؟
اگر واقعا ریشه ی موضوع آقای هاشمی و امثال هاشمی باشد عزل تک تک این افراد نسخه ی مناسبی برای عدم تکرار فتنه است. ( که در حال صورت گرفتن هم هست) پس دیگر چه جای نگرانی است؟


کلمات کلیدی: سیاسی
 
حرفهای آقای اژه ای و دو سوال
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠  

محسنی‌ اژه‌ای در پاسخ به سوالی در رابطه با دلیل فیلتر شدن سایت آیت‌الله هاشمی ‌رفسنجانی نیز گفت: قانونی در سال 88 با عنوان قانون رسیدگی به جرایم رایانه‌ای در مجلس به تصویب رسید که این قانون در مردادماه لازم‌الاجرا شد. در این قانون یک کارگروه پیش‌بینی شده که کار آن تعیین مصادیق مجرمانه و پالایش این مصادیق است مصادیق مجرمانه هم براساس قوانین و مقررات لازم‌الاجرا تعیین می‌شود. محسنی‌اژه‌ای ادامه داد: اعضای این گروه که متشکل از شش وزیر، رییس سازمان تبلیغات اسلامی، رییس سازمان صدا و سیما یا نمایندگان آنان، یک نماینده از شورای عالی انقلاب فرهنگی و دادستان کل کشور است، به سرویس‌دهندگان سایت‌ها اعلام می‌کنند که فلان مصادیق مجرمانه در سایت‌شان وجود دارد. این کارگروه باید هر دو هفته یک‌بار تشکیل شود که البته اقداماتش نافی وظایف قوه قضاییه نیست. وی یادآور شد: طبق قانون این کارگروه با هفت نفر رسمیت پیدا می‌کند و مصوباتش با اکثریت آراء قابلیت اجرا دارد. رویه کار هم این است که ابتدا به افراد گفته می‌شود سایت خود را ثبت کنند. اگر مصادیق مجرمانه‌ای در سایت دیده شود، تذکر داده می‌شود. اگر به تذکر توجه شد و مورد را برداشتند که هیچ ولی اگر برداشته نشد بستگی به نوع اقدام مجرمانه تا سه بار تذکر داده می‌شود و بعد از آن سایت فیلتر می‌شود. سخنگوی دستگاه قضایی تصریح کرد: ‌در مورد این سایت هم همین اتفاق افتاد. در مهرماه این کارگروه موارد خلاف را بررسی کرد و تذکر داده شد که پنج یا شش مورد مجرمانه‌ای را که وجود دارد، بردارند. این موارد برداشته شد. ضمن اینکه این سایت اصلا به نام محسن هاشمی رفسنجانی است، در حالی که در روزنامه‌ها مطرح شده که سایت متعلق به آقای هاشمی رفسنجانی است. محسنی‌اژه‌ای افزود: بعد از مدتی مجددا هم موارد قبلی و هم موارد جدیدی روی سایت گذاشته شد و دوباره نسبت به رفع آن تذکر داده شد که در این مورد اقدامی صورت نگرفت تا اینکه این سایت در هفتم دی ماه فیلتر شد و الان هم فیلتر است. البته قبل از اینکه من به این جلسه بیایم شنیدم دیروز به فیلتر شدن این سایت اعتراض شده است که طبعا این اعتراض در همان کارگروه مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. خبرنگاری پرسید آیا این موارد خلاف همان خطبه‌های نماز جمعه بوده است؟ که سخنگوی قوه قضاییه گفت:‌ خیر. این دفعه موارد زیادتری وجود داشته است البته در این سایت خاطرات هاشمی وجود دارد ولی موارد خلاف دیگری به صورت زیرنویس یا حاشیه هم وجود داشته است.
 منبع : تابناک

دو سوال :
اول  آیا تاکنون کسی موردی سراغ دارد که قبل یا حتی بعد از فیلتر شدن اطلاعیه و اخطاری به شان داده باشند؟
دوم اینکه اصلا آقای هاشمی ساختارشکن ضد نظام! آیا انتشار خطبه ی رسمی نماز جمعه جرم است؟


کلمات کلیدی: سیاسی ،اینترنت
 
آبیاری و نظرات غیر کارشناسی
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠  

جناب رییس جمهور نظر داده اند که باید به هر نفر هزارمتر زمین بدهیم بیاید زندگی بکند . هشتصد مترش را هم باغچه سبزیجات و صیفی جات و سیب زمینی ، پیاز بکارد ، خرج خودش را در بیاورد!
این جور صحبت کردن غیرکارشناسی فقط مربوط به راس مملکت نیست ، سابقه ای بس طولانی دارد. حالا ایشان با یک اعتماد به نفس اعصاب خرد کنی حرف می زند ، بماند!
  این روز ها در فضای رسانه خیلی در مورد آبیاری نوین ، خشکسالی و اینها صحبت می شود. شما که می شنوید خیلی جوگیر نشوید.
چند نکته ای را از بنده ی آبیاری خوانده بشنوید :

1. طراحی آبیاری تحت فشار برای یک مزرعه یک کار کاملا تخصصی است . بنده و  نود درصد هم دانشکده ای های بنده به سختی می توانیم طراحی درست و دقیقی داشته باشیم. نیاز به تجربه ، مدرک تخصصی و... دارد.در بعضی جاها می بینی لوله فروشی ها هم طراحی و اجرای سیستم تحت فشار انجام می دهند!
2. انتخاب نوع آبیاری چه سنتی چه نوین هم یک کار کاملا تخصصی است . مزرعه به مزرعه ، طرح به طرح تفاوت دارد. معیارهای  آب و هوایی ، کیفیت آب ، الگوی کشت ، صرفه اقتصادی ، امنیتی ، فرهنگی و... دارد. در ذهن عموم دارند اینچنین القا می کنند که در همه جا آبیاری تحت فشار ارجحیت دارد.غلط می گویند.
3. به عوامل گوناگون از جمله قطعات با کیفیت پایین و خدمات ضعیف پس از فروش ، اجرا و بهره برداری از سیستم های نوین آبیاری در مقایسه با کشورهای پیشرفته بهره وری مطلوبی ندارد.
4. اگر هم یک منطقه تمام معیارهای آبیاری تحت فشار را بدست آورد و خوب هم اجرا شد.این به معنی بالا رفتن سطح زیر کشت نیست. چرا که آب محدود است .در بعضی طرح ها با اجرای آبیاری تحت فشار سطح زیر کشت را هم بالا برده اند و نتایج بدی مثل پایین رفتن آبهای زیرزمینی را دیده اند ولی انگار می خواهند دوباره تکرار کنند.نمونه اش در بالا ذکر شد. گیاه یک مقدار مشخصی آّب جهت رشد می خواهد حالا با به هر روشی هم آبیاری کنی باز همان نیاز را دارد.یک مقدار آب هم جهت شستن املاح از منطقه ریشه نیاز دارد.پس سطح زیر کشت را نمی توانی بی رویه بالا ببری.
5. بعضی وقت ها یک دفعه اخبار مربوط به خشکسالی در یک منطقه ای خیلی زیاد می شود .بعضی هایش سیاسی و مصلحتی است. می خواهند فضا سازی کنند بیشتر.
6. انتقال آب از یک حوضه آبریز به یک حوضه ی دیگر جهت شرب شاید توجیه داشته باشد (که ندارد!) ولی جهت آبیاری یک کار اشتباه و مخرب است و بیشتر تحت فشار یک عده سود جو است.
7. اینکه مردم خودشان تولید داشته باشند چیز خوبی است ولی در مناطقی که بارندگی کافی است و کشت دیم انجام می شود نه در کشور ما. در جهان از آب حمام و آشپزخانه و لباسشویی دارند برای آبیاری فضای سبزشان استفاده می کنند چون آب قابل استفاده خیلی محدود است.
عبارت gray water  را گوگل بکنید بهتر متوجه می شوید. 

لینک مطلب در سایت خبری دادنا +


کلمات کلیدی: مشکلات ،آموزش ،سیاسی
 
اتفاقات سوریه و واگذاری جنگ نرم
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠  

به نظر این حقیر اولین قدم در جنگ نرم ایجاد اعتماد است.
در بهترین حالت مورد انتظار حاکمیت ، معترضین سوری یک مشت وهابی مزدور و تحریک شده آل سعود و غرب می باشند و حکومت اسد در حال اصلاحات لازم در کشور می باشد.بهتر از این می شود؟
آیا در فرض بالا هم ایرانیان داخل کشور حق شنیدن هیچ خبری از اعتراضات و درگیری ها در سوریه را ندارند؟ آیا نباید بفهمند که چند ده نفر در یک کشور دوست و هم پیمان توسط ارتش سوریه کشته و زخمی شده اند؟ آیا حق دیدن زره پوش ها و سربازان سوری را ندارند؟
در حالی که هرکسی که  اهل خبر باشد می داند که سوریه شباهت های زیادی با دیگر کشورهای عربی دارد.کشوری دیکتاتوری است.ریاست جمهوری موروثی و مادام العمر است.نه نشریه ای حق انتشار دارد نه جمعیتی حق اعتراض.تصویر بشار اسد سر در دستشویی ها هم نصب است.فساد دولتی بالاست.
پس مخاطب ایرانی حق دارد  از اخبار سوریه هم در کنار فجایع بحرین و لیبی و یمن و فلسطین و... مطلع شود.
در نهایت تاسف عملکرد صدا و سیما همان روشی است که رسانه های غربی از آن استفاده می کنند و جمهوری اسلامی مدعی برائت از این روش هاست.
با این وضعیت اعتماد باقی مانده به صدا و سیما  کمتر و کمتر می شود چون روش ما هیچ فرقی با رسانه ای مثل بی بی سی ندارد. آن ها اخبار بحرین را پوشش نمی دهند.صدا و سیما اخبار سوریه را.
مخاطب ، این دیدگاه غیرصادقانه را به خاطر می سپارد و در مواقعی که کار به موضوعات حساس تر می رسد حسابی روی صدا و سیما باز نخواهد کرد.


کلمات کلیدی: سیاسی ،صدا و سیما
 
تقابل اسلام و دموکراسی
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩  

اینها را با عجله در جواب نوشته اقلیت بی حقوق وبلاگ دغدغه ها نوشتم :
جمهوری اسلامی ، دموکراتیک نیست.این یک گزاره ی واضح است.از اول هم بنیانگذاران اش همچین قراری با کسی نداشتند. دموکراسی و اسلام دو اصل متنافر از هم هستند.
لااقل تا الان که بدین گونه بوده.دموکراتیک ترین بخش های نظام که مجلس و ریاست جمهوری باشند اکثر لوازم و پارامترهای دموکراسی را ندارند.
جمهوری اسلامی نهایتا انتخاب های دموکراتیکی داشته ولی هیچ وقت و در هیچ دوره ای روند و عملکردی دموکراتیک گونه نداشته.هیچ گاه هم در این جهت علاقه ای از خود بروز نداده.(به نظر این حقیر خرده کارهای دولت دوم خرداد نافی آرمان های جمهوری اسلامی و حرکتی شبه براندازانه تلقی می شود.).چندین اصل از اصول قانون اساسی صراحتا در تقابل دموکراسی هستند.پس فکر نکنیم که جمهوری اسلامی در این زمینه قرار بوده مسیری را طی کند که در حال حاضر طی نکرده.
چند سوال :
آیا اگر حجاب اجباری برداشته شود دیگر مشکلی نیست؟ آیا همان گروه اقلیت خواهان آزادی کامل روابط دختر و پسر و همجنس بازها ، آزادی شرب خمر ، بازگشت خواننده های خارج نشین(این یکی را علنی از میرحسین در دانشگاه خواستند) ، لغو سنگسار و اعدام و شلاق ، عدم حمایت از فلسطین و حزب الله و ... در پله های بعدی نیستند؟
آیا قبول نداری که اگر جمهوری اسلامی یک قدم به عقب برود، باید تا آخرین قدم عقب نشینی کند؟
شما راه حلی سراغ داری که نه سیخ بسوزد نه کباب؟
اقلیت به قول شما تاثیرگزار یعنی اقلیتی که تفکری خلاف جمهوری اسلامی دارد.پس یعنی برانداز است.چه حالا خوش اخلاق و نرم خو باشد مانند نهضت آزادی چه وحشی و مسلح باشد مانند منافقین.چگونه انتظار دادن حق و حقوق توسط نظام به آنها را دارید؟
این یک طرف ماجراست.کشورهایی مانند ایران با این تنوع کم نظیر قومیت و فرهنگ هیچ وقت طعم یک دموکراسی واقعی یکپارچه را نخواهند چشید.
مگر حالا ترکیه خیلی به حقوق اقلیت پایبند است؟ تازه ترکیه ای بدون آرمان و ارزش هایی همانند نظام ما.شاید زمانی فرا برسد که کشورهایی مانند ما به نظامی فدرال فکر کنند.
بحث پیشینه فرهنگی و تاریخی برای گذار به دموکراسی هم باشد برای وقتی دیگر


کلمات کلیدی: سیاسی
 
بفرمایید لیبرال دموکراسی!
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩  

بعد از فروپاشی شوروی دیگر کسی برای  کمونیسم و ماتریالیسم و مارکسیسم و... تره هم خورد نمی کند. در حالی که ممکن است در همین مکاتب مسائل مفید و خوبی هم مطرح شده باشد.
حرف ، ساده و قدیمی است. امام هم گفت: اگر جمهوری اسلامی از بین برود دیگر تا سالیان سال حرفی از اسلام زده نخواهد شد.تا سالیان سال تو سرمان می زنند.


کلمات کلیدی: سیاسی
 
آینده مسوولین
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ بهمن ۱۳۸٩  

همه اش تو این فکرم که مملکتی که نخست وزیر و رییس مجلس و رییس خبرگان اش اعدام می شن. ده ساله دیگه چه پدیده ای از تو احمدی نژاد میاد بیرون!


کلمات کلیدی: سیاسی
 
دفاع استکبار از انقلاب ها
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩  

بعضی چیزها با اینکه خیلی گفته شده ولی انگار تکرارش با هر واقعه ی جدیدی لازم به نظر می رسد.
استکبار جهانی خصوصا بعد از فروپاشی شوروی. از اکثر انقلاب ها حمایت کرده
منفعت را در این می دیده. 
نمونه هایش کم نیستند.مثلا وقتی به بعضی ها ایراد گرفته می شود که چرا با رسانه های دشمن همراهی و ارتباطات وسیع دارید.استدلال جالبی دارند که " شما یادتان نیست.همین رادیوها زمان انقلاب عامل اطلاع رسانی و.. بودند.پس چطور حالا بد شده اند؟"
در مساله تونس هم آمریکا و انگلیس به صراحت اعلام حمایت از حرکت مردمی و دموکراسی خواهی کردند.(البته با این پیش شرط که حرکت اسلامی نشود!)
ولی شیرین ماجرا اینجاست که در اعتراضات مردم مصر که در ادامه همان موج است خانم کلینتون مردم را به خودداری و خونسردی دعوت می کند!


کلمات کلیدی: سیاسی
 
مقصر سقوط هواپیمای ارومیه
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩  

اگر رسانه های مدافع نظام می گفتند که مقصر سقوط هواپیمای ایرانی ، آمریکا و استکبار جهانی ست مطمئنا خیلی ها مسخره و سوژه اش می کردند.هواپیمایی که ٣۶ سال عمر دارد و خط تولید آن در ١٩٨۴ تعطیل شده است.
ولی رسانه ی دشمن (بی بی سی) خودش اعلام می کند که پنجاه درصد تقصیر این ماجرا کشورهایی هستند که تحریم ها را در زمینه مسائل غیرنظامی قرار می دهند.


کلمات کلیدی: سیاسی ،رسانه
 
انفعال تف سربالاست
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩  

روزگاری که فیلترینگ کیلویی وبلاگ ها و سایت ها با شدت تمام و با هر سلیقه و حسی انجام می شد دوستان خودی(!) تکلیف ندیدند که لااقل پرسشی داشته باشند.لااقل نشان بدهند که حواسمان هست.دیدیم.از این حرف ها!
حالا که دزد همسایه ، خانه های خودشان را نشانه رفته داد و فغانشان بلند شده که ای داد ای بیداد! شکایت می کنیم! می گیریم می بندیم! بچه های بالا را خبر می کنیم!
عزیز من این غرامتی است که خودمان داریم پس می دهیم.برای اینکه قدر آزادی را نمی دانیم.برای اینکه همیشه در برابر دیگران آزادی را با خطوط قرمز تعریف می کنیم در حالی که خط سبزش را هیچ وقت روشن نکردیم.
برای من نگو حدوداش قانون است که خودتان بهتر می دانید این حرفها فقط به درد بحث های تئوریک می خورد.ده ها مورد از کتب و نشریات و پایگاه های داده را می شناسم که در یک فضایی دچار توقیف و رفع توقیف شده اند. آزادی را به مسلخ مصلحت ها و آرام سازی توده ها برده ایم.
به هر حال بخشی از مسائل به فرهنگ و روحیه ما ایرانی ها برمی گردد.خودی و غیر خودی نمی شناسد.
تنگ نظری ، عدم تحمل مخالف ، ظلم و افراط در هرجایی و برای هرکسی زننده است.
مرغ همسایه را غاز نبینیم


کلمات کلیدی: سیاسی ،رسانه ،بیم و امید
 
توهین به متکی
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩  

شما یک گفتگویی ، یک گزارشی ، کوفتی درباره حذف متکی آن هم به این شکل از صدا و سیما دیدید؟
من که ندیدم
خدا راضی است با شخصیت یک مومن اینطوری بازی شود؟
کدام روش مدیریتی همچین شیوه هایی را توجیه می کند؟
نه از جمهوریت است نه از اسلامیت
که نقد فعال حاکمیت از ارکان اولی
و پرسش گری و تفکر از ارکان دومی است.
البته از صدا و سیمای این روزها چیزی بیشتر از این انتظار نباید داشت.
ولی ای کسانی که خود را خودی می پندارید. شما چرا؟!


کلمات کلیدی: سیاسی ،غصه
 
فیلترینگ کیلویی و قانون حس
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩  

فیلترینگ یک امر حسی و جوی است.این را هر وب گردی باید بداند.
برای همین هم فیلتر شدن
تورجان برای من قابل انتظار بود.چون براساس قانون "حس" وبلاگ ایشان منع قانونی دارد به چند دلیل:
-مامنی برای سبزهاست.  اگرچه بیشتر مسائل دینی تاریخی می نویسد ولی غیرمستقیم در حمایت از آن وری هاست.
- آمار وبلاگ و حساسیت اش در محیط نت  نسبتا بالاست.
- سبک نوشتن شان نزدیک به نشریات اصلاح طلب هاست.
- از آنجا که صاحب وبلاگ حبس کشیده است پس حتما مطالب اش هم خلاف مقررات است مگر اینکه خلاف اش ثابت شود.
- کلا وبلاگ شان بو می دهد!


ظاهرا اگر آهستان و یا سایر اصولگرایان هم در مورد کسی حرف بزنند هم ملاک است.+


کلمات کلیدی: سیاسی ،اینترنت
 
دهه ی سازندگی در مناظره زیباکلام و فیاض
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩  

دهه ی سازندگی از مهم ترین بازه ها در سی ساله ی انقلاب است.تحلیل و بازنگری آن دوره دوای درد امروز ماست.مناظره ی دکتر زیباکلام و دکتر فیاض در این رابطه خواندنی است.دکتر فیاض اصرار بر این دارند که عملکرد هاشمی یک نگاه توریستی و ناصرالدین شاهی بود و باعث عدول از ارزش های انقلاب و حل شدن در نظام جهانی شد و دکتر زیباکلام ادامه ی عملکرد هاشمی را چاره ی مشکلات اقتصادی ، سیاسی کشور می دانند. عبارتهایی که به نظرم مهم بود در ادامه مطلب آمده است.

متن کامل مناظره  :  

http://www.zibakalam.com/news/366
http://www.zibakalam.com/news/367


کلمات کلیدی: سیاسی ،نقل قول
 
هم الخاسرون
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩  



اتفاقی که برای کشتی حامل کمک های مردمی به غزه افتاد باعث امیدواری است.


کلمات کلیدی: خاطرات ،سیاسی ،احساس ،عکس
 
تذکرة الاولیا شیخنا و مولانا حسین شریعتمداری
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩  

آن مدیر مسئول کیهان ، آن افشا کننده نیمه های پنهان ؛ آن رقیب مشایی ، آن رفیق رسایی ؛ آن پرورنده ی پیام افضلی نژاد ، آن حامی محمود احمدی نژاد ؛ آن موافق جذب حداقلی و دفع حداکثری! شیخنا و مولانا برادر حسین شریعتمداری دامت مقالاته!
گویند که شیخ ابتدا به امر مقدس بازجویی مشغول بوده اما خود می گوید که آن قدر لیاقت نداشته که از این ثواب الهی بهره ای برده باشد!
پس چون دوران سید محمد خاتمی در کیهان به سر آمد مدتی این جریده به دست نصیرپور نامی بود تا اینکه شیخ بر خود واجب دید پا در مهلکه بگذاشته ، این امر خطیر را در دست گیرد.
پس شیخ قلم به دست بگرفت و بنوشت و بنوشت و هم چنان بنوشت و مطبوعات دگر یک یک ( و برخی اوقات چند چند! ) می آمدند و به سان آب خوردن می رفتند و شیخ ما هم چنان مانده بود و می نوشت! پس چون علت این مصونیت جاودانه را از وی جویا شدند ، شیخنا تبسمی کرد و گفت : « این بدان جهت است که آنان از خطوط قرمز عبور می کنند! » و الان سالیان دراز است که هنوز معنای این کلمه ی موهوم برای کسی آشکار نشده است !
باز چون از شیخ پرسیدند که چرا هر مطبوعه ای که مدتی با شما مراوده و گفتگو ( بخوانید درگیری مطبوعاتی!) پیدا می کند ، پس از چند روز به دیار باقی می شتابد؟ شیخ پاسخ نداد و تنها خنده ای زیرکانه سر داد!
آگاهان معتقدند با توجه به اینکه چند روز پیش از توقیف بسیاری از مطبوعات ، برادر حسین با آن نشریه مراوده ( همان درگیری!) پیدا می کند بهتر است برای جلوگیری از موازی کاری و کاهش هزینه های جاری و تسهیل در رسیدگی به پرونده ها ، صدور مجوز و لغو  آن را یک جا به جریده ی فخیمه ی کیهان بسپارند!

               
                                      منبع : نشریه ی دانشجویی اشراق  - قیمت :100 تومان  +


کلمات کلیدی: سیاسی ،رسانه ،طنز ،نقل قول
 
شاید همه ی احمدی نژاد-2
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸  

 ادامه ی تحلیل آقای حسام مظاهری +  مطالبی است در توجیه و تصویر دقیق تری از حاشیه و متن .
به مانند مطلب قبلی قسمت های زیادی از آن را دوست دارم .
گرچه موضوع حاشیه گی و متنیت بخشی از  عوامل موازی داستان ٢٢ خرداد است .
 تحلیل ایشان هم در مورد متن هایی که به عنوان ابزار از الفنون استفاده کرده اند تحلیل صحیحی است که قبلا هم نقل شده اما در مقابل باقی قضایا چندان اهمیتی ندارد و بود و نبود این موضوع خیلی تاثیرگذار نبود. به نظر من از انتخابات دوم شوراهای شهر به این طرف متن های هر دو طرف توسط عموم کمتر جدی گرفته شدند. 
آقای مظاهری شاید علاوه بر تحلیل در واقع بخشی از خودش را نیز روایت می کند .روایتی از خودش ، متن بودن اش ، حاشیه دوست بودن اش ، عقب گرد اش یا شاید هم برعکس.


دو پاراگراف جالب توجه این مطلب :

"مردمان حاشیه‌نشین، معروف است که شامه‌های تیزی دارند و به خلاف تصور برخی از متن‌ها خوب متوجه تحرکات اطراف‌شان می‌شوند و دست بر قضا قدرت تحلیل خوبی هم، لااقل در حد و اندازه‌ی خود، دارند. مناسبات حاشیه‌ها البته گاه زمین تا آسمان با مناسبات متن‌ها فاصله دارد و هم‌این‌طور معیارهای گزینش‌شان و دلایل دل‌بستن و دل‌کندن‌شان. دل‌چرکی حاشیه‌ها از این تغییر روند روز به روز بیش‌تر شد. تنها یک بهانه، یک دلیل دل‌قرص‌کن لازم بود که آن هم پس از مناظره فراهم آمد. بخش اعظمی از حاشیه‌ها به درستی دریافتند این موسوی دیگر آن موسوی دهه‌ی 60 هم‌رنگِ حاشیه‌ها، موسویِ بسیج اقتصادی و دفاع مقدس و جنگ فقر و غنا و جهاد و... نیست. موسوی‌ِ امروز، موسویِ هنرمندِ معمارِ نقاش و رییس «فرهنگستان هنر» است؛ یعنی جایی که هیچ حاشیه‌ای را به آن بارگاه راهی نیست. چنین بود که از وی دل بریدند. "

"اما قصه فقط این نیست. از جمله ویژگی‌های جامعه‌ی ایرانی که کار تحلیل را سخت و پیچیده می‌کند آن است که این مجموعه دوایر متحدالمرکز پراکنده بر صفحه‌ی جامعه، گستره‌های کاملاً مجزا و مستقل از هم ندارند و به تبع خصوصیات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مختلف، جوری رسم شده‌اند که باهم تداخل و هم‌پوشانی‌های بسیاری دارند...همین واقعیت است که ـ لااقل تاکنون ـ مانع از آن شده است که جامعه‌ی ایرانی حتا در بحرانی‌ترین مقاطع به مرحله‌ی خطرناک دوقطبی‌شدن شدید برسد. بدترین اتفاق از منظر انسجام اجتماعی زمانی رخ می‌دهد که نقاط مرکزی مجموعه دوایر مذکور برهم منطبق شوند. یعنی اتحاد و یک‌رنگی همه‌ی متن‌ها و اتحاد و یک‌رنگی همه‌ی حاشیه‌ها.جامعه‌ی ایرانی هنوز تا رسیدن به چنین مرحله‌ای کمابیش فاصله دارد. و برای همین است که گاه از افراد مختلف، رفتارهایی به ظاهر متعارض و مخالف با آن‌چه انتظار می‌رود شاهدیم."


حاشیه ی بی ربط: به نظر دوستان فونت خاکستری بهتر است یا مشکی ؟


کلمات کلیدی: سیاسی
 
امام و آسیب ها - شورای نگهبان
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۸  


من با نهاد شورای نگهبان صددرصد موافقم و عقیده ام هست که بایدقوی و همیشگی باشد، ولی حفظ شورا مقداری به دست خود شماست . نباید فقط به فکرحالا باشید و بگویید آینده هر چه شد، باشد. شیاطین بتدریج کار می کنند. امریکا برای پنجاه سال آینده خود نقشه دارد. طوری فکر کنید که این شورا برای همیشه محفوظ بماند. رفتار شما باید به صورتی باشد که انتزاع نشود که شما در مقابل مجلس ودولت ایستاده اید. اینکه شما یکی و مجلس یکی ، شما یکی و دولت یکی ، ضرر می زند.شما روی مواضع اسلام قاطع بایستید، ولی به صورتی نباشد که انتزاع شود شما در همه جادخالت می کنید. صحبتهای شما باید به صورتی باشد که همه فکر کنند در محدوده قانونی خودتان عمل می کنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم .  گاهی ملاحظه می کنید که مصالح اسلامی اقتضا می کند که به عناوین ثانوی عمل کنید. به آن عمل کنید گاهی می بینید که باید نخست وزیر در کاری دخالت کند که اگر دخالت نکند به ضرر اسلام است ، به او اجازه دهید عمل کند. باید سعی کنید که نگویند شما دارید در تمام کارها دخالت می کنید، حتی در مسائل اجرایی . البته خود این مسائل را می دانید و عمل می کنید، ولی من تذکر می دهم . شما باید توجه داشته باشید که اگر مباحثات به مناقشات تبدیل شود وجلوی یکدیگر بایستید، اسباب این می شود که شورای نگهبان تضعیف شود و در آتیه از بین برود. و آن کسانی که علمایی را که قبلا کار شورای نگهبان را می کردند، کنارگذاشتند، به این خاطر بود، که کم کم آنها را مخالف خود احساس کردند و کنار گذاشتند و بتدریج این شیطنت صورت گرفت . پس همه ما باید بیدار باشیم .

صحیفه نور .ج١٩ .صفحه ۴٣ و ۴۴  با کمی خلاصه سازی


کلمات کلیدی: سیاسی ،الگو
 
امام و آسیب ها
ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۸  

امام(ره)‌ خیلی مظلوم  واقع شده است این روزها .چه اینکه امروز هرکسی نظراتش را پاره پاره کرده و یکی رنگ سبزش می زند یکی سرخ یکی... یکی ماکیاولش می خواند یکی دیکتاتور. یکی خونخوارش می نامد یکی لیبرال. بگذریم...
متن زیر حرفهای ایشان است در جمع فقها و حقوق دانان شورای نگهبان.
در شهریور ١٣۶٣(بعد از رسیدن به قدرت!) زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری و نخست وزیری آقای موسوی :

...یک قصه هم قصه بعضی ائمه جمعه و بعضی ازعلمای بلاد است که با دخالتهای بی مورد خود در امور دولت ، اسباب این می شوند که مردم از آنها کنار گیرند. اگر مردم از روحانیون کنار گیرند، موجب می شود که روحانیون شکست بخورند، و اگر روحانیون شکست بخورند، جمهوری اسلامی شکست می خورد. این مطلب را بارها گفته ام که روحانیون باید وضعی ارشادی داشته باشند، نه اینکه بخواهند حکومت کنند. کاری نباید بکنیم که مردم بگویند اینها دستشان به جایی نمی رسید، حالا که رسید دیدید این طور شدند! استبداد دینی خود تهمتی است که ازکنارش نباید گذشت . رادیوها مرتب از آن سخن می گویند و ما را به خودکامگی متهم می کنند. روحانیون نباید کاری کنند که شاهد دست دشمن بدهند. دخالت ما باید نهی ازمنکر و امر به معروف باشد، و الا به استاندار بگوییم تو باید این کار را بکنی ، و الا بگوییم از اینجا برو، این اولا تضعیف دولت است و از آن گذشته موجب می شود که مردم ازروحانیون متنفر شوند. این موضوعات را باید کاملا در نظر داشته باشیم .

صحیفه نور .ج١٩ .صفحه ۴٢


کلمات کلیدی: سیاسی ،الگو
 
شاید همه ی احمدی نژاد
ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸  

بعد از مدت ها نبود تحلیل، بالاخره تحلیلی طوفانی خواندم.
آخرین نوشته محسن حسام مظاهری + با عنوان "‌مصاف حاشیه و متن" 
تحلیل اش خیلی خیلی بکر نیست.در ذهن خودم هم بارها این مطلب چرخیده.
اما این فضاسازی و این توصیف انصافا جای تحسین دارد.

پاراگراف طوفانی :

" من بر این باورم که اگر به جای احمدی‌نژاد هر کس دیگری پیروز می‌شد به‌هیچ‌وجه با آن وقایع بعدی مواجه نمی‌شدیم. چون آن کس دیگر لاجرم خود یکی از متن‌ها بود. و متن‌ها چپ باشند یا راست به اقتضای متنیت‌شان باهم زبان مشترک دارند و بالاخره کمی این سو یا آن سوتر باهم می‌توانند کنار بیایند یا لااقل حرف هم را درک کنند. چنین است که متن‌ها هیچ‌گاه از خط بیرون نمی‌زنند. احمدی‌نژاد، اما به حکم آن‌که متن نیست و حاشیه است، این میان حکم موی دماغ را برای متن‌ها پیدا کرده. برای هم‌این تحمل‌ش سخت است! و به گمان من دلیل اصلی اعتراضاتی که پس از 22خرداد 88 به بهانه‌ی تقلب رخ نمود، این بود که متن‌ها حس کردند تحقیر شده‌اند. حس کردند به‌شان توهین شده. حس کردند پس از سال‌ها صدارت و زعامت و بزرگی و منزلت، حال نادیده انگاشته شده‌اند. حال یک نفر پیدا شده که نه تنها خودش متن نیست و استانداردهای لازم متنیت را ندارد، بل‌که اساساً منکر متن‌بودن آن‌ها هم شده است. "

توصیه می کنم خواندن کامل اش را از دست ندهید.


 
سکوت خواص یا...
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸  

این روزها زیاد به گوش می خورد این جملات که "بعضی خواص در حوادث اخیر سکوت کرده اند" " سکوت برخی خواص ... می کند" "چرا...سکوت...؟"دقیقا نمی دانم سیبل این جملات چه کسانی هستند. شاید بشود گفت مثلا آقای هاشمی ، ناطق یا سید حسن خمینی و...
کار سختی است اینکه نفر به نفر را ریز بشویم و ببینیم چرا سکوت کرده اند؟  اصلا سکوت کرده اند یا نه؟ یا فقط چون باب طبع ما سخن نگفته اند صدایشان را سکوت می پنداریم؟ مطمئنا عده ای با هر سلیقه ی سیاسی از سر روبه صفتی و به انتظار مسیر باد به ناچار(!) سکوت داشته اند.اسمش را هم بصیرت گذاشته اند. البته بیشتر لامسه است تا بصیرت.انگشتت را خیس می کنی بفهمی باد از کدام طرف می وزد!
اینها به کنار.
 اما کار سختی نیست بفهمی که سکوت برخی ، سکوت نیست. حبس نفس است.
حبس نفس از این هوای سمی .از عامل اعصابی که این روزها نه در جبهه ی نبرد که در پستوی هر خانه ی ایرانی سیال است. حبس نفس از ترس رادیکالیزه تر شدن فضا. از ترس اینکه مبادا افراط ها افراط تر شود.خصم ها شدید تر ، کینه ها عمیق تر شود. ترس از اینکه حرکت روی خطوط افراط و تفریط  فقط باعث تلفات جانی و مالی و آبرویی و رسانه ای عوام بشود.
 اینکه هزینه های هر فعالیتی بالاتر برود،حتی فکر کردن!


پی نوشت : البته این سکوت دو علت دیگر هم دارد یکی گیجی دیگری افسردگی
که این دو، خاص خواص نیست. 


کلمات کلیدی: سیاسی
 
غم
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸  

غمگین ام آقا! غمگین +
خدایا من چی بگم دیگه؟!
مصلح امور از اول قرار بوده تو باشی! تو!


کلمات کلیدی: غصه ،سیاسی
 
سهم من از عدالت زمانه!
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸  

 


کلمات کلیدی: عکس ،سیاسی ،مشکلات
 
سختی دوران!
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸  

مطلب قبل را که نوشتم دوست عزیزی به من فرمودند که احتمالا اشتباهی بوده.
نه برادر!  اشتباهی نیست. مملکت ملوک الطوایفی است علی الظاهر!
این هم سندش! + 

من کلا با فیلترینگ به این شیوه ی تخیلی و سلیقه ای مخالفم. یک ساعت جی میل را می بندند یک ساعت باز می کنند.
حالا آقای نوری زاد نقد رهبری نوشته بود، نقد مراجع و قوه قضاییه نوشته بود. اشکال ندارد! بخشش جایز نیست! اعدامش کنید! وبلاگش هم بفرستید روی هوا! 
اما آهستان دیگر چه کار کرده بود که فیلترش کردید؟! من ندیدم که ایشان به کسی توهین بکند. چرا! به اراذل و اوباشی که رنگ سبز داشتند و چماق در دست بودند و هتک حرمت می کردند و لینکهای ضد دین بالاترین را می فرستادند لقب "جلبک سبز" داد که خوب لقبی است! و الا با منتقدانش همیشه به زبان منطق مباحثه می کند.متن مناظره هایش را در خود وبلاگش می توانید بخوانید.چه کسی  در فضای وبلاگنویسی  به خاطر مواضع و سینه چاکی هایش برای نظام و رهبری بیشتر از آهستان فحش خورده؟! 
نکند برای اینکه لخت کردن یک بسیجی توسط اراذل و اوباش را منتشر کرده بچه بدی شده؟
یا اینکه مشایی را نفد کرده؟! 
مملکتی است ها؟!

فیلترینگ کیلویی را محکوم می کنم!  علی الخصوص وبلاگ ها و سایتهایی که دلسوزانه و با حسن نیت فعالیت می کنند خواه از هر جناح و جایگاهی باشد!

پس نوشت : خوشبختانه وبلاگ آهستان رفع فیلتر شد.ولی این چیزی از تخیلی و سلیقه ای بودن مسوولین امر در خیلی از موارد کم نمی کند.


 
سختی تحلیل
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸  

 بررسی و تحلیل کنش ها و عکس العمل های سیستم پیچیده ای در اندازه یک حکومت گسترده ی مقتدر به خودی خود کار سختی است و خیلی وقت ها به خطا می رود.چرا که سیستمی در این حد و در کل مدیریت کلان ، کمی بیشتر از منطق و چیرگی فکر بشر را می طلبد .خیلی از پارامترهایش سیال و گریزان و دور از دیدگاه هستند.به همین دلیل نسبت به رشته های علوم تجربی و مهندسی به مراتب در سطحی بالاتر جای می گیرد.
حالا چه برسد به اینکه حکومتش ، حکومتی ایرانی باشد که درهم ریختگی در آن فوران می کند. به عنوان یک مثال کوچک خنده دارش می شود از فیلترینگ در اینترنت نام برد.
 اگر کسی جریانات بعد از انتخابات را از ابتدا دنبال کرده باشد متوجه می شود که یکی از سایتهایی که در هدایت و تحریک معترضین نقش بزرگی را ایفا می کرد سایت کلمه وبسایت رسمی آقای موسوی بود.اکثر منابع به گفته ها و بیانیه ها و تحلیل ها و اخبار این سایت استناد می کردند.اما اکنون در کمال تعجب همگان و حتی خود طیف سبز می بینیم که این پایگاه خبری رفع فیلتر شده.مساله ای که به ندرت مشاهده می شود.
 پس علی القاعده  سایتهایی مثل آی طنز ،آینده ،پارسینه ، سحام نیوز و... نیز باید رفع فیلتر شوند. که اولی تقریبا هیچ ربطی به جریانات اخیر نداشته و دومی هم همیشه موضعی تقریبا متعادل گرفته و اکثرا به رویه ای قانونی و منطقی معتقد بوده.
ولی می بینیم که اینچنین نمی شود. شبیه این قضیه را  در بحث آزادی هم می بینیم. در یک موردی شما به قدری آزادی می بینی که خط قرمز حلال و حرام قطعی دین را هم طی می کند! و درجایی دیگر بی دلیل و از روی کج سلیقگی آزادی را محدود و دربند.
تحلیل در ایران واقعا سخت است.ارگان ها و مراکز نفوذ مختلف ، موازی کاری ها ، اعمال سلایق در تصمیم ها ، پایبندی پایین به قانون ، همه و همه تحلیل شرایط ایران را پیچیده و سخت می کند.
نوشته ام که تمام شد سایت کلمه را رفرش کردم.دوباره فیلتر شده!


کلمات کلیدی: سیاسی ،مشکلات
 
به روشنی شب
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸  

ما باید حرف بزنیم. روی محکماتمان ایستادگی  کنیم.کم نیاوریم.ناامیدی سهم روشنفکران غرب زده است که در کافی شاپ ها از غم نبود آزادی و عقلانیت الکلی شوند! ما باید بنویسیم .اگر هزاران تن از کوه تخریب شود برای صد کیلوگرم طلا.
چه غم!؟

دیشب بعد عمری دریچه ای از درون صدا و سیما باز شد.هرچند اندک و هرچقدر دیر.
به نظرم تحت فشار افکار عمومی و رسانه ها بود که معاونین سیاسی صدا وسیما مجال سخنانی زنده را به اشخاصی با سلیقه های  کمی مختلف (‌ونه عقاید) را داد.
تازه در فضایی که مجری اش رجانیوزی باشد و مدام در حال خط دهی به سخنان کارشناسان .
آقای یامین پور!  آخر اگر خودتان کارشناس هستی بفرما وسط تا استفاده کنیم.اگر نیستی چرا مدام فضاسازی می کنی؟ چرا حرف توی دهان کارشناسان می گذاری؟
منتظر این بود که آقای مطهری بگوید " آزادی بیان نیست یا چرا بازداشتها گسترده بوده " تا ابروانش را درهم کند و کارشناس دیگر را ملزم به پاسخدهی.
عجب وضعی است ها!
آقای یامین پور! معاونین سیاسی! آقای ضرغامی! و قص علی هذا! مشاهده کردید؟!
دو نفر آمدند گفتند آزادی بیان نیست.بازداشتها بیش از حد است.فضا تنگ است.دوطرف سهیم اند. فلان است. ببینید! ببینید هیچ اتفاقی نیافتاد بخدا! ببینید هیچ اسلام و نظامی به فنایی نرفت! ببینید هیچ تشویشی نشد! 
دیدید می شود نظر غیررسمی هم عیان شود؟یاد گرفتید؟!
نه! فکر نکنم فهمیده باشید!
به هر حال هرچه که بود.هرچقدر کم. ولی غنیمتی بود در این دریای تفتیده!

اضافه : خاطره جالبش برای من این بود که دوستی  که  کلا با اسلام و جمهوری اسلامی مخالف شدید و دوآتشه بود در حین برنامه به حرفهای وحید جلیلی بلند بلند احسنت و بارک الله حواله می فرستاد .
کلی خندیدیم! برای کی؟ وحید جلیلی؟!


 
اهدنا الصراط المستقیم
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸  
قصد نداشتم اینجا سیاسی بنویسم. اینهایی را که این پایین نوشتم بخوانید و رد شوید. پراکنده گویی کرده ام. اصراری هم به شان ندارم ولی مثل همیشه با نظراتتان این برادر کوجکتان را راهنمایی کنید.

 

 زمان بدی شده برادر . بوهایی که قبلا خیلی ضعیف بود. الان خیلی شدید شده..دیگر می زند زیر دماغ آدم.
اوضاع معترضین دیگر بالکل از دست میرحسین و کروبی و اهلهم خارج شده.اگر میرحسین هم پرچم سفید بالا بدهد او را هم کنار می زنند.همین الان هم خیلی ها زده اند.
این ور هم از اول قراری بر کوتاه آمدن نداشته.عقب نشینی یعنی ...
اینکه بعضی ها می گویند چاره کار آزادی زندانیان است یا چیزهایی شبیه به این بی ربط است.خیلی .زندانی امروز و دیروز آزاد می شود.خب بعدش چه؟
خنده دار است که  الان بگویی " ما فقط به نتیجه انتخابات مشکوکیم! فقط رایمان را می خواهیم!"
متاسفانه تحلیل های آقای شهبازی هم غلط است. در ابتدا که منجی این جریان را میرحسین نامید حالا رسیده اند به آقای هاشمی.
هردویش غلط است.
 می گویند بزرگان و مراجع و نخبگان. کسان دیگر هم همین را می گویند. کو؟ شما یکی شان را به ما معرفی کنید. نیست آقا! این وسط هیچ کس نیست.
اصلا مگر این جماعتی که با این خشونت برنامه ریزی شده آمده اند و عصبانی تر هم شده اند به کمتر از  تعویض کل حاکمیت راضی می شوند؟! نمی شوند. چی بودند دیگر گذشت.
نظریه انقلابشان را هم قبول ندارم.چرا که  ناقض دارد .هم نبود رهبری است.هم نداشتن آرمان و مانیفست مشخص است.
تحرکات وحشی است.سیلابی که به دشت برسد قوه ای برایش نمی ماند.
عموم مردم هم خسته و بی حوصله اند. سی سال بیشتر از انقلاب قبلی نمی گذرد. هشت سال جنگ .تورم و بیکاری و اعتیاد همیشه عامل نارضایتی بوده اند تا انقلاب.و البته هنوز هم اکثر مردم علاقمند به قانون و نظام پاگرفته اش هستند.
اوضاع فتنه آلود یعنی چی؟ یعنی معادله پارامترهایش زیاد می شود. یعنی همه چیز به همه چیز ربط پیدا می کند. یعنی نگاه ها همه معیوب می شوند. دیگر سیستم گذشته جواب نمی دهد. نه سیستم حمله نه سیستم دفاع. یعنی منصف ها بی نظر و منفعل می شوند.
من قبول ندارم نیروی انتظامی در عاشورا  کسی را کشته .هرعکس و فیلمی  را می بینم  پلیس باتوم دستش است.خیلی از عکس ها هم که پلیس در حال فرار و کتک خوردن
بعد یک دفعه عکس جنازه تیر خورده می بینی.
.جنازه خواهر زاده میرحسین از بین این همه آدم روی دست می افتد.
برای من که باور پذیر نیست.مشکوک است!
ممکن است پلیس بگیرد ببندد بزند تا پراکنده و آرام بشوند.ممکن است دماغی پایین بیاید چشم ها اشک بیاید.
اما تیر اندازی را باور نمی کنم.
 چه می گویم ؟ بحث بر سر بود و نبود این چیزها بیشتر شبیه شوخی و سرکاری است. تغییری در اصل قضیه نمی دهد.
هرجا که می روم هرچه که می خوانم لب کلام دست عین القضات است.
نه اینکه فقط او فهمیده. اما کلیات صحنه را بهتر توصیف کرده .
ولی خودش هم برای پایان این سناریو مبهوت مانده.
دیگر عبارات  لوث و حال به هم زن شده اند.
یک بار دو بار می توانی ته حلقت را بخارانی . نه بیشتر!

فال چمران زدم :   ...سید موسی از همان اول ماهیت توطئه را به خوبی شناخت و برای عقیم کردن آن به شدت کوشید ، تاجایی که اعتصاب غذا کرد تا جنگ خاتمه یابد و خاتمه یافت و رشید کرامی به صدارت رسید و می رفت که اوضاع دوباره آرام شود که احزاب چپ در بعلبک به مسیحیان بی گناه حمله کردند و عده زیادی را کشتند و آتش جنگ دوباره شعله کشید...

اهدنا الصراط المستقیم

کلمات کلیدی: سیاسی ،الگو ،غصه
 
کدهای اضافی کاربر :