برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
فصل وصال
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸  

پارسال گرچه از لحاظ سیاسی اجتماعی سال خوبی نبود ولی اتفاق میمون و مبارکی در خانواده ما رخ داد که واقعا نمی دانم چطور شکر این منت را از خداوند رحمان بنمایم. از همه ی دوستان اینترنتی و غیر اینترنتی و یک چیزی بین این دوتا هم حلالیت می طلبم.به واسطه  بحثی ، صحبتی اگر به کسی خدای نکرده صفت ناشایستی ، لفظ زشتی روا داشتم عفو کنند.دوست دارم در فضایی صمیمی تر باز هم باهاشان هم صحبت بشوم.انشالله مشکلات همه حل شود.


سوم عید جشن وصال یار و یکی شدن من و بانوی بزرگوار است .
فعلا زیر یک سقف نمی رویم.
مدیر تالار گفت : دی جی می خواهید؟ گفتیم : نمی شود به غیر از ساسی مانکن و تتلو و این خزعبلات موسیقی شاد و فاخر استفاده کنیم؟  گفتند : خیر!!!
ما هم گفتیم : ما هم خیر! سیصد هزار تومان برای نرمی کمر نمی دهیم!
سنتی خوان آوردیم برای خانوم ها!
بانو جان هم گفتند حالا که تتلو و کامی راسکال نمی آیند ، عوض اش می توانیم کارت دعوتی برای صاحب شیرین ترین عید نرگس آلود بفرستیم.فرستادیم.

 

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار
باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

تو بیایی همه ساعتها و ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند


کلمات کلیدی: روابط ،احساس ،شعر ،خاطرات
 
وبلاگستان
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸  

 وبلاگستان دوست داشتنی است . روی اش تعصب دارم!
خیلی از اوقات ارتباطاتش در سطح بالایی است.هم صمیمی تر هم فاخرتر هم اندیشمندانه تر و خیلی ترهای دیگر.
شاید به اندازه نخودسیا هم بعضی رابطه های اینطوری در عالم واقعیت پیدا نشود. لزومی هم ندارد که ارتباط حتما دوطرفه باشد. همین که دو فکر در چند خط و کوتاه ترین زمان با یک نوشته به هم متصل می شوند. خودش خیلی است.
معلوم نیست توی دنیای واقعی چقدر هزینه و انرژی صرف می کنیم تا بتوانیم به همچین چیزی برسیم. تازه اگر زائده های روابط واقعی (منظور همان حسین کرد و اره و اوره و شمسی کوره است ) را در نظر نگیریم که عالم وبلاگی خیلی از اینها را معمولا کنار می زند.
چکیده سازی خوبی توی وبلاگ نویسی انجام می شود. یک دفعه بوووم! اصل مطلب جلوی ات ظاهر می شود.
اینچنین سبکی متولد فرهنگ غربی است ، ولی از مواردی است که دوست داشتنی است.
یکی از ترهای دیگرش هم که کمیاب تر است این کشف حالت ها و احساسات روزمره و از یاد رفته ی انسانی است که دیدن شان بعضی وقت ها مو را به تن آدم سیخ می کند. حسی که شاید برتر از شعر باشد چه عموما شعرهایی که می خوانی حال ات را می سازند. اما بعضی نوشته ها گذشته و حال و ‌آینده ات را با هم تکان می دهد. 
 به هر حال دنیای شیرینی است.


- یک یادداشت نارنجکی از گلابی درباره وبلاگستان فارسی  +


کلمات کلیدی: احساس ،روابط ،اینترنت
 
کدهای اضافی کاربر :