برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
نقد نود
ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠  

در محبوبیت برنامه ی نود شک و شبهه ای نیست.حسنات اش را هم خیلی ها گفته اند و همه دان است.
ولی نود هم آسیب ژورنالیستی شایع را دارد.
جوسازی رسانه ای که به سود هیچ کس نیست!
نمونه اش را در مسابقه پیامکی دیشب می توان دید.
" به نظر شما قانون سقف قراردادها رعایت می شود؟"
مگر بیننده رییس هیئت قوتبال است؟ بازیکن فوتبال است؟‌ مدیر باشگاه است؟
خیر. بیننده فقط به خاطر ایجاد جو به یک گزینه رای می دهد نه از سر آگاهی.


کلمات کلیدی: فرهنگی اجتماعی ،رسانه
 
مقصر سقوط هواپیمای ارومیه
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩  

اگر رسانه های مدافع نظام می گفتند که مقصر سقوط هواپیمای ایرانی ، آمریکا و استکبار جهانی ست مطمئنا خیلی ها مسخره و سوژه اش می کردند.هواپیمایی که ٣۶ سال عمر دارد و خط تولید آن در ١٩٨۴ تعطیل شده است.
ولی رسانه ی دشمن (بی بی سی) خودش اعلام می کند که پنجاه درصد تقصیر این ماجرا کشورهایی هستند که تحریم ها را در زمینه مسائل غیرنظامی قرار می دهند.


کلمات کلیدی: سیاسی ،رسانه
 
انفعال تف سربالاست
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩  

روزگاری که فیلترینگ کیلویی وبلاگ ها و سایت ها با شدت تمام و با هر سلیقه و حسی انجام می شد دوستان خودی(!) تکلیف ندیدند که لااقل پرسشی داشته باشند.لااقل نشان بدهند که حواسمان هست.دیدیم.از این حرف ها!
حالا که دزد همسایه ، خانه های خودشان را نشانه رفته داد و فغانشان بلند شده که ای داد ای بیداد! شکایت می کنیم! می گیریم می بندیم! بچه های بالا را خبر می کنیم!
عزیز من این غرامتی است که خودمان داریم پس می دهیم.برای اینکه قدر آزادی را نمی دانیم.برای اینکه همیشه در برابر دیگران آزادی را با خطوط قرمز تعریف می کنیم در حالی که خط سبزش را هیچ وقت روشن نکردیم.
برای من نگو حدوداش قانون است که خودتان بهتر می دانید این حرفها فقط به درد بحث های تئوریک می خورد.ده ها مورد از کتب و نشریات و پایگاه های داده را می شناسم که در یک فضایی دچار توقیف و رفع توقیف شده اند. آزادی را به مسلخ مصلحت ها و آرام سازی توده ها برده ایم.
به هر حال بخشی از مسائل به فرهنگ و روحیه ما ایرانی ها برمی گردد.خودی و غیر خودی نمی شناسد.
تنگ نظری ، عدم تحمل مخالف ، ظلم و افراط در هرجایی و برای هرکسی زننده است.
مرغ همسایه را غاز نبینیم


کلمات کلیدی: سیاسی ،رسانه ،بیم و امید
 
تذکرة الاولیا شیخنا و مولانا حسین شریعتمداری
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩  

آن مدیر مسئول کیهان ، آن افشا کننده نیمه های پنهان ؛ آن رقیب مشایی ، آن رفیق رسایی ؛ آن پرورنده ی پیام افضلی نژاد ، آن حامی محمود احمدی نژاد ؛ آن موافق جذب حداقلی و دفع حداکثری! شیخنا و مولانا برادر حسین شریعتمداری دامت مقالاته!
گویند که شیخ ابتدا به امر مقدس بازجویی مشغول بوده اما خود می گوید که آن قدر لیاقت نداشته که از این ثواب الهی بهره ای برده باشد!
پس چون دوران سید محمد خاتمی در کیهان به سر آمد مدتی این جریده به دست نصیرپور نامی بود تا اینکه شیخ بر خود واجب دید پا در مهلکه بگذاشته ، این امر خطیر را در دست گیرد.
پس شیخ قلم به دست بگرفت و بنوشت و بنوشت و هم چنان بنوشت و مطبوعات دگر یک یک ( و برخی اوقات چند چند! ) می آمدند و به سان آب خوردن می رفتند و شیخ ما هم چنان مانده بود و می نوشت! پس چون علت این مصونیت جاودانه را از وی جویا شدند ، شیخنا تبسمی کرد و گفت : « این بدان جهت است که آنان از خطوط قرمز عبور می کنند! » و الان سالیان دراز است که هنوز معنای این کلمه ی موهوم برای کسی آشکار نشده است !
باز چون از شیخ پرسیدند که چرا هر مطبوعه ای که مدتی با شما مراوده و گفتگو ( بخوانید درگیری مطبوعاتی!) پیدا می کند ، پس از چند روز به دیار باقی می شتابد؟ شیخ پاسخ نداد و تنها خنده ای زیرکانه سر داد!
آگاهان معتقدند با توجه به اینکه چند روز پیش از توقیف بسیاری از مطبوعات ، برادر حسین با آن نشریه مراوده ( همان درگیری!) پیدا می کند بهتر است برای جلوگیری از موازی کاری و کاهش هزینه های جاری و تسهیل در رسیدگی به پرونده ها ، صدور مجوز و لغو  آن را یک جا به جریده ی فخیمه ی کیهان بسپارند!

               
                                      منبع : نشریه ی دانشجویی اشراق  - قیمت :100 تومان  +


کلمات کلیدی: سیاسی ،رسانه ،طنز ،نقل قول
 
سختی دوران!
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸  

مطلب قبل را که نوشتم دوست عزیزی به من فرمودند که احتمالا اشتباهی بوده.
نه برادر!  اشتباهی نیست. مملکت ملوک الطوایفی است علی الظاهر!
این هم سندش! + 

من کلا با فیلترینگ به این شیوه ی تخیلی و سلیقه ای مخالفم. یک ساعت جی میل را می بندند یک ساعت باز می کنند.
حالا آقای نوری زاد نقد رهبری نوشته بود، نقد مراجع و قوه قضاییه نوشته بود. اشکال ندارد! بخشش جایز نیست! اعدامش کنید! وبلاگش هم بفرستید روی هوا! 
اما آهستان دیگر چه کار کرده بود که فیلترش کردید؟! من ندیدم که ایشان به کسی توهین بکند. چرا! به اراذل و اوباشی که رنگ سبز داشتند و چماق در دست بودند و هتک حرمت می کردند و لینکهای ضد دین بالاترین را می فرستادند لقب "جلبک سبز" داد که خوب لقبی است! و الا با منتقدانش همیشه به زبان منطق مباحثه می کند.متن مناظره هایش را در خود وبلاگش می توانید بخوانید.چه کسی  در فضای وبلاگنویسی  به خاطر مواضع و سینه چاکی هایش برای نظام و رهبری بیشتر از آهستان فحش خورده؟! 
نکند برای اینکه لخت کردن یک بسیجی توسط اراذل و اوباش را منتشر کرده بچه بدی شده؟
یا اینکه مشایی را نفد کرده؟! 
مملکتی است ها؟!

فیلترینگ کیلویی را محکوم می کنم!  علی الخصوص وبلاگ ها و سایتهایی که دلسوزانه و با حسن نیت فعالیت می کنند خواه از هر جناح و جایگاهی باشد!

پس نوشت : خوشبختانه وبلاگ آهستان رفع فیلتر شد.ولی این چیزی از تخیلی و سلیقه ای بودن مسوولین امر در خیلی از موارد کم نمی کند.


 
کدهای اضافی کاربر :