برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
دین جز اخلاق نیست
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٢  

دینی که من درک کرده ام چیزی جز اخلاق نیست.اعمالی هم که انجام می دهیم مثل نماز و روزه و حج و... به هدف ثمر دادن در زمین اخلاق است وگرنه چیزی جز وقت تلف کردن نیست.

احکام پرستان اخلاق گریز کمر دین را شکسته اند.
                                                       دکتر میثاق


کلمات کلیدی: دینی ،اخلاق
 
حجاب در لبنان
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱  

بخشی از یادداشت وبلاگ نظرات یک ایرانی ساکن لبنان :
... دخترهایی هستند که مو و پوست بدنشان را پوشانده اند با انواع حجاب، اما چنان با پسرها گرم می گیرند و می خندند و آرایش ها و زیور آلاتی دارند که اصلا با اصل حجاب متناقض است. در لبنان مثل ایران نیست که کسی حجاب داشته باشد اما موهایش بیرون باشد؛ یا حجاب دارد، یا اصلا چیزی سرش نمی کند. به نظر من هم همین درست است. چرا که لا اکراه فی الدین. زورکی سر مردم حجاب کردن نتیجه اش این می شود که در ایران می بینید و به شما متلک می گویند و اذیت می کنند و می دزدند و... اما در کشور آزادی مثل لبنان همه به فرد چادری احترام می گذارند. اصلا همه به دیگری احترام می گذارند و پوشش مبنای تعیین ارزش نیست. (اما چادری با ارزش تر است و بیشتر جوانان برای ازدواج دنبال چادری می گردند)


کلمات کلیدی: دینی ،فرهنگی اجتماعی
 
دلتنگ بقیعم
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ خرداد ۱۳٩۱  

چی بگم...
دوست دارم برگردم.
بسه اینقدر دوری
دوست دارم بازم نماز صبح رو که خوندم پا برهنه برم بقیع
برم اون ته ته های بقیع بشینم...
کبوترها بیان
تیغ آفتاب بزنه
ولی بازم بغض گلوت رو رها نکنه



می دونم فقط اونایی که رفتند ممکنه حس منو بفهمند
شما دعا کنید بازم برگردم


کلمات کلیدی: غصه ،احساس ،دینی
 
مدلش که مهم نیست!
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠  

- بعضی ها عقیده دارند که بعضی مرگها آسونتره .ولی به نظر من خیلی فرق چندانی ندارند.
مردن اگر جدایی روح از بدن باشد که از پا شروع می شود و به سر می رسد (اعتقاد بنده است) خیلی با دیگری فرقی ندارد.
مثلا بعضی ها خیال می کنند که با یک سکته سریع بمیری خیلی بهتره از اینکه ماشین زیرت بگیره یا اینکه تو مذاب بیافتی!
در حالی که به نظر من ظاهر قضیه است که تفاوتی داره .فرد از درون زجر یکسانی می بره.
دیروز تشییع جنازه ی بنده ی خدایی بودم .علت مرگ ، ایست قلبی بود.بنده ی خدا از شدت زجر دست و پا می زده و می خواسته خودش را از ماشین پرت کند. آخرین حرفش هم این بوده که عزرائیل روی سینم نشسته!

- به مسائل مربوط به روح ، رویا ، مرگ و ... خیلی علاقه دارم.
تا حالا زیاد تشییع جنازه نرفتم.ولی از این به بعد قصد دارم بیشتر برم.چون هم ثواب داره ، هم اینکه حال آدم رو از لحاظ معنوی بهتر می کنه ، هم دل مصیبت زده تسلی پیدا می کنه. دیروز بعد تشییع جنازه  آرامش خوبی احساس می کردم و کلا روز خوبی بود.


کلمات کلیدی: خاطرات ،عجایب روزگار ،دینی
 
چگونگی شهادت رسول الله - صلی الله علیهم
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠  

شهادت ، مقام با ارزشی است که متاسفانه خیلی ها درباره پیامبر نسبت به آن غافل اند. هم دلیل عقلی وجود دارد هم دلیل نقلی.
سه دلیلش را می گویم :
1. شهادت از برترین مقام هاست پس پیامبر اولی ست نسبت به بقیه ی انسان ها نسبت به این مقام.
2. حدیث امام صادق که می فرمایند : ما من النبی و لا وصی الا الشهید
3. فغان و زاری شدید حضرت زهرا بیش از حد یک وفات معمولی است.

در مورد چگونگی شهادت هم متاسفانه اخبار دروغین زیاد منتشر شده است از جمله سم دادن زن یهودیه در جنگ خیبر که بدلیل فاصله ی زیاد تا زمان رحلت پیامبر غیرعاقلانه است.
از یکی دوتا از اهل مطالعه قضیه را شنیده ام که سرنخ قضیه برمی گردد به همان نزدیکان (!) پیامبر!
این لینک یک مقداری توضیح داده : +



کلمات کلیدی: دینی ،شهید ،ائمه اطهار
 
خواهش می کنم...!
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳۸٩  

قل إن کُنتُم تحبونَ اللَّـه فاتَّبعُونی یُحْبِبْکُم اللَّـه و یغفر لکم ذنوبکمو اللَّـه غفور رحیم*


تعصب و جوانمردی عده ای در کپی نکردن و کپی نخریدن « قهوه تلخ » من را یاد این آیه انداخت. حتی به خواهر و برادرشان هم بعضی ها نمی دهند. بارک الله!




*: سوره آل عمران آیه ٣١ : بگو : اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید.تا خدا نیز شما را دوست بدارد و همه گناهان تان را ببخشاید و خداوند غفور و مهربان است.


 
امر و نهی عزت مند
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٩  

طرف امر به معروف و نهى از منکر فقط طبقه عامه مردم نیستند؛ حتى اگر در سطوح بالا هم هستند، شما باید به او امر کنید؛ نه این‏که از او خواهش کنید؛ باید بگویید: آقا! نکن؛ این کار یا این حرف درست نیست. امر و نهى باید با حالت استعلاء باشد. البته این استعلاء معنایش این نیست که آمران حتماً باید بالاتر از مأموران، و ناهیان بالاتر از منهیان باشند؛ نه، روح و مدل امر به معروف، مدل امر و نهى است؛ مدل خواهش و تقاضا و تضرّع نیست. نمى‏شود گفت که خواهش مى‏کنم شما این اشتباه را نکنید؛ نه، باید گفت آقا! این اشتباه را نکن؛ چرا اشتباه مى‏کنى؟ طرف، هر کسى هست - بنده که طلبه حقیرى هستم - از بنده مهمتر هم باشد، او هم مخاطب امر به معروف و نهى از منکر قرار مى‏گیرد.

         آیت الله خامنه ای - رهبر فرزانه انقلاب اسلامی


 
انتظار نابجا
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ امرداد ۱۳۸٩  

ما در بیدارى درست به وظیفه ى خود عمل نمى کنیم، با این حال منتظر هستیم که بیدار شویم و تهجّد به جا آوریم. اگر توفیق شامل حال انسان گردد، از خواب بیدار مى شود و مشغول تهجّد مى گردد؛ ولى اگر توفیق نباشد، چنان چه بیدار هم بشود، از آن ها بهره نمى برد.

مرحوم بهجت رضوان الله علیه



پ.ن : به نظر این حقیر عبارت بالا در مورد نماز صبح هم مصداق دارد!


کلمات کلیدی: نقل قول ،دینی
 
نظریه ی تکامل و نقد نظر مرحوم مشکینی
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩  

چند وقت پیش تورجان١ بیوگرافی مرحوم مشکینی را نوشته بود.بخش جالب اش برای من موضوع کتاب شهید جاوید و نظر مرحوم مشکینی (رحمة الله علیه) پیرامون نظریه تکامل داروین و اشارات قرآن کریم پیرامون این موضوع بود.
در مورد نظریه ی داروین (که همیشه در حد یک نظریه یا حتی کم تر باقی ماند) گویا ایشان به استناد به آیاتی که در آن به خلقت انسان اشاره می کند و اینکه ملائکه پس از خلقت بشر به خداوند عرضه می کنند که می خواهی کسی را بیافرینی که در زمین فساد کند و خون ها بریزد؟!٢  به این نتیجه رسیده اند که چون فرشتگان از خوی فساد و خون ریزی انسان خبر داشته اند پس احتمالا موجوداتی شبیه به انسان در روی زمین وجود داشته اند که فرشتگان با دیدن روحیات آن ها از خلقت انسانی این چنین واهمه پیدا کردند.پس قرآن کریم نیز به این نظریه اشاراتی داشته است.
اما موضوعی که در اینجا نادیده گرفته می شود این است که فرشتگان و در کل مجردات در عالم زمان و مکان نیستند که حالا تجربه ی گذشته و پیش گویی آینده را داشته باشند.هرچه که هست حال و اصل و معناست.فرشتگان براساس ذاتشان قرار نیست چیزی را تجربه کنند که مثلا بگویند چهار سال پیش موجودی شبیه به این مخلوق بر روی زمین بوده پس این هم به قتل و  خون ریزی رو می آورد! بلکه فرشتگان چون معنا و باطن امور را می بینند با نظر در ذات بشر پی به این امر برده اند که بلاشک موجودی فاسد و خون ریز خواهد بود و بدین وسیله چنین قضاوتی در مورد بشر داشته اند و چنین تفسیری از قرآن کریم پیرامون نظریه ی تکامل صحیح به نظر نمی رسد.


١. http://tourjan.com/?p=2405

٢. سوره بقره آیه ٣٠ :

و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین خلیفه‌اى مى آفرینم، گفتند: آیا کسى را مى‌آفرینى که در آنجا فساد کند و خونها بریزد، و حال آنکه ما به ستایش تو تسبیح مى‌گوییم و تو را تقدیس مى کنیم؟ گفت: من آن دانم که شما نمى‌دانید.


پ.ن : این یادداشت را فقط جهت یاد استاد عزیز آقای حکیم نوشتم که نظریه ی تکامل و نقد آن را کامل شرح دادند . این مطلب هم برداشتی از صحبت های ایشان بود.


کلمات کلیدی: نقل قول ،دینی ،کتاب مهجور
 
زلزله و مسببین اش
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩  

حقیقت اش نمی دانم این حرف های پیرامون زلزله تا چه حدی جدی زده می شود. سر کلاس استاد حکیم هم صحبت اش شد.
چیزی که مسلم است انسان عاقل و کل نگر برای هر مصیبت و یا اتفاقی تمام عوامل و متغیرها را بررسی می کند. مسلمان عاقل هم تمام جوانب را در نظر می گیرد.هم بازخوردهای معنوی اعمال اش را و هم دنیای مادی و علت و معلولی آن را.
به نظر من کسانی که عوامل معنوی و احادیث را مورد استهزا قرار می دهند رنگی از نفاق دارند و کسانی که تنها بر عوامل معنوی پافشاری می کنند رنگی از جهالت.
شک نباید داشت که اگر گناه کنیم (اعم از انواع زنا ،ترک امر به معروف و نهی از منکر و...) بلا می آید چه به شکل زلزله چه هر شکل دیگر.
دور از اندیشه و آینده نگری هم است که مسببین مادی را رها کرده و فقط دل خوش به دعا و استغفار باشیم چرا که خدا چنین وعده ای به انسان نداده.

و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر

آن چه از رنج و مصیبت به شما می رسد همه حاصل اعمال خودتان است.درصورتی که خدا بسیاری از اعمال را می بخشد.  آیه ٣٠ / شوری


و ما کان ربک لیهلک القری بظلم و اهلها مصلحون

و پروردگار تو هرگز بر آن نبوده است که شهرها را به ظلم و ستم نابود کند ؛ در حالی که اهلش درصدد اصلاح اند.  آیه 117 / هود


 
کلاس استاد حکیم - قابلیت های اسلام
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩  

درس اخلاق دانشگاه بود و استاد مورد علاقه ی من آقای حکیم.
 صحبت بر سر لزوم داشتن پیش فرض های الهی در پژوهش بود که یکی از بچه ها پرسید که "‌استاد اینجوری که شما دین دین می کنید انگار فقط اسلام تنها دین توی دنیاست!"
آقای حکیم جواب مهمی به سوال اش داد که البته به نظرم توضیح و شرح فراوانی می طلبد.
" بله دین فقط اسلام است . چون از اول اسلام بوده و خدا یک دین بیشتر برای انسان نیاورده . در دوره های مختلف نسخه های متفاوتی از دین با توجه به سطح بشریت ارائه شده ولی دین پیامبر آخرالزمان نسخه نیست ، برنامه ای ندارد بلکه حد و مرز و صفر و یک هایی تعریف کرده که برای هر عصر و دوره ای قابلیت برنامه نویسی و بازیابی دارند."


کلمات کلیدی: دینی ،نقل قول ،خاطرات
 
با چه تعهدی؟!
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۸  

روایات مختلفی از علائم ظهور و معرفی افرادی به عنوان پیش زمینه ظهور همچون سفیانی ، دجال ، سید حسنی و... که عموما با اسمی غیرخاص و قابل تعمیم و تفسیر از ائمه معصومین رسیده. ماجراهای گوناگون ، حوادثی سخت و پیچیده که هرکدام حلقه ای در عرض پدیده ظهور هستند.
تفسیر و ارتباط دادن اینچنین روایاتی با وقایع جهان روز یا شخصیت های حال حاضر به شدت رواج یافته. اینکه مثلا حمله به برجهای دوقلو  مصداق این روایت است. تخریب پلی در عراق تصدیقی است بر فلان روایت یا مثلا اینکه گفته اند فلانی خروج می کند یعنی فلان آقا با این نشانه ها،بهمانی همان ملک عبدالله پادشاه حال عربستان است و...
یادم می آید در یک جلسه نسبتا رسمی و با جمعیت نسبتا زیادی هم سخنران مراسم خیلی احساسی این حرفها را پیش آورد که بله! اینطوری است! صلواااااااات!
نظیر این رفتار را هم امروز در وبلاگی یافتم با حالتی شدیدتر ،که یکی از رجال سیاسی امروز را به فلان روایت تعبیر کرده بود(تابه حال به همچین اسمی برنخورده بودم).
بنده اصلا قصد تایید یا تکذیب این حرفها یا کوبیدن شخصی را ندارم که خود از علاقمندان به بعضی از آنها هستم .
اصلا هم قصد ندارم که بگویم ظهور نزدیک نیست.انشالله  هرچه نزدیکتر! و نریه قریبا! 
اما به نظر شما این طرز تفسیر و تعبیر غیرمسولانه نیست؟
آیا بازی کردن با احساسات مذهبی مردم علاقمند به مهدویت نیست؟
آمدیم طبق همان روایات واصله "بدا" حاصل شد یعنی تاخیر آمد .حالا بواسطه یک اتفاقی .بواسطه گناهان ما محبین اش!  طرف مورد نظر شما هم از دنیا رفت.
آن وقت شما اعتقاد یک جماعتی را متزلزل نکرده ای؟
بازیچه تفسیر و تعبیر خود نکرده ای؟
طرفی را که به این سخن شما دل بسته و یا سر این حرف شما خیلی کارهای دیگر هم کرده چه می کنی؟
اگر پناه برخدا  سست ایمان شد جواب خدا را چه بدهیم؟
خیلی با قطع و یقین امید می دهیم.آمدیم امیدتان واهی شد!
مگر قرآن باز کرده بودی برادر؟! تا آنجا که من شنیده ام چندین ماجرای تاریخی تا الان پیش آمده که مصداق روایات ظهور بوده اند. خیلی ها هم سر کار رفته اند.
در این دوره ای که امثال اکبر گنجی چون کفتار ، به انتظار فرصتی برای حمله به عقاید ناب ما نشسته اند نباید مجالی برای انحراف بدهیم.
شیعه مکتب عقلانیت و وحی توام است.
خیلی فرق هست بین اینکه بگوییم ظهور نزدیک است تا مصداق صریح بدهیم که این دجال همان  فلانی است.تازه تاریخ هم مشخص می کنیم که ٧٢ ماه بعد از این ماجرا ظهور محقق می شود!
کذب الوقاتون و هلک المستعجلون


 
ثلمه عظیمه
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸  

 

یا ارحم الراحمین! ترحم علینا!


کلمات کلیدی: دینی ،غصه ،الگو ،عکس
 
روضه
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸  

می گویند افراط نکنید، فکر کنید.همه اش که احساس و شور نیست. همچین یک مقدار انگشتان خود را زیر چانه بگذارید و تامل کنید.
می گویم درست می گویید بارک الله
می گویند این چیزهایی که خیلی ها می خوانند سند ندارد. قبر حضرت زینب سلام الله علیه معلوم نیست.خانم سرش را به محمل نزده اند.گیسوان خود را پریشان نکرده اند. حضرت عباس با یک ضربه چند صد نفر را نکشت. اهل خیام سه روز تشنگی نکشیدند و...
می گویم باز هم درست. آفرین. بارک الله به فهم و درکتان. دیگر نمی گذارم کسی پای این دروغیات و مهملات بنشیند و اعتراض نکند.
اما رفیق الان برای این دل سوخته چه داری؟ پی نابودی سکه های باطل بروم در حالی که جواهر از آسمان می بارد؟ خود من چه کنم؟  سه روز تشنه نبودند ولی عاشورا که آب نداشتند!  مشک ها را که به لشکر حر داده بودند. خانم و کودکان که به اسارت رفته اند.رأس الحسینی که هست. عموی جوانمردی  که کشته شده. خیانت که شد. امام برای آب التماس نکرد اما علی اصغری که داشت...
الان تو بگو  با این دل سوخته چه کنم؟! این سوز را فریاد نزنم.بلکه دیگر کسی جرات خیانت نکند؟ بلکه دیگر عزیزی به اسارت نبرند؟
غرض اینکه  بعضی وقتها افراط می کنیم که چون تفکر و اندیشه داریم  حالمان ضعیف می شود .البته برعکسش هم هست


 
محدود
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸  

بعضی وقتها چقدر دست و بالمان بسته است.
چقدر کوچک می شویم.
ذوق زده می شویم از اینکه دروغ نبود.دروغ نگفتیم. صداقت داشتیم. همسرم با من صادق است! کاری به کار کسی نداشتیم! سرمان توی لاک خودمان است! به مردم احترام می گذاریم! تا حالا سر کسی کلاه درشتی نگذاشتیم! 
چقدر کم توقع می شویم از خودمان!
چه کنیم!
شاید بیشتر از این از دستمان بر نمی آید...


کلمات کلیدی: اخلاق ،دینی
 
غدیریه
ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸  

از وقتی که توانستیم هرسال جشنی در شهر بگیریم برای یادمانش و از این راه به شناختی هرچند ناچیز برسیم  .  شادترین روز سال برایم ، غدیر بوده.  غدیر را پیشرفته ترین عید اسلام می دانم که همه اصول و فروع و تاریخ و آینده را در خود جای داده . شاید با نگاه به اعمال این روز مانند قرائت دعای ندبه بتوان به بخشی از ابعاد و فلسفه این روز دست یافت . شاید بتوان به این درک رسید که قرار نیست انحراف در چند ده سال انجام شود  . شاید در عین شادی از اینکه  از غدیر تا سقیفه بیشتر از چهار  ماه فاصله نیست  بر خود لرزید.

صمیمانه شادی ام را با همه شریک  می شوم.

در این روز چند کار را  از دست ندهیم : 

لبخند زدن و نگاه شاد به چهره همدیگر ، آشتی کردن ، آشتی ها را محکمتر کردن

روزه گرفتن

اطعام دادن و ازمال خود بخشیدن

من هم تصمیم گرفتم به مناسبت این روز عزیز دوباره اینجا تمرین نوشتن کنم.

لینک :  متن کامل خطبه غدیر


کلمات کلیدی: امیرالمومنین ،دینی ،خاطرات ،عکس
 
کدهای اضافی کاربر :