برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
کربلا
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩  

الحمد الله سفر خوبی بود.به یاد تک تک دوستان اینترنتی و غیره بودیم.چه آن هایی که التماس دعا گفتند چه آن هایی که با هم تاریخ کربلا را تعیین کردیم چه آن هایی که هیچ.
جای همه تان سبز. کاظمین و سامرا هم نصیبمان شد.
چندتا توصیه را در مورد کربلا همه گفته اند من هم می نویسم چون خودم تجربه کردم:

اول اینکه اگر نمک گیر این سفره هستید به هر مشقتی که شده به کربلا بروید ولو با بذل جان و مال.
این یکی قضیه اش فرق دارد.ریسک سفر به نتیجه ای که قرار است عاید شود می ارزد حسابی هم می ارزد.هرکسی هم رفته پشیمان نبوده.شش سال پیش در بحبوحه ی درگیری های
مقتدی صدر از مرز آّبی(اروند رود)‌ غیرقانونی به کربلا رفتم. بین الحرمین زیر پایمان می لرزید.از نجف با صدای خمپاره فرار کردیم.مداح ها قبل از شروع شهادتین می گفتند.ولی چسبید چه چسبیدنی! اگر وقتی بود حتما خاطرات اش را می نویسم.این سفر هم گرما بود و عطش و قطعی برق بی حساب و کتاب .جاده کج و معوج و اتوبوس خراب .ایست و بازرسی زیاد و فندق های بی صاحب! وضح روحی خراب و چند تا مشکل نگفتنی دیگر. ولی به ابالفضل چسبید! بعد از دو روز هنوز طپش های دل صدای دیگری دارد. می شنوم.

دوم اینکه اگر بستگان و آشنایان از کربلا برگشتند حتما به استقبالشان بروید.استقبال نشد توی همان یکی دو روز اول به دیدارشان بروید.زود ها! تا عطر حرم دارند.تا هنوز طپش دارند.معلوم نیست هفته ی دیگر چه شود. از دست ندهید ، از ما گفتن بود.

سوم اینکه اگر دعوت کردند که بروید آمادگی روحی را در نظر بگیرید.خیلی مهم است.به
سید محمد قسم کربلا خود بهشت است.رایحه ی بهشتی را  زوار از لای شبکه های ضریح حس می کنند. هرطور که بروید آنجا بالاخره چیزی می دهند ولی آمادگی داشتن امتیاز است.خیلی چسبیدنی نیست آدم همه ی غصه ها و چرکولک هایش را بگذارد برای بهشت!  از مستحبات زیارت اباعبدالله علیه السلام سه روز روزه گرفتن قبل از زیارت است.


کلمات کلیدی: کربلا ،خاطرات ،تجربه ی شخصی
 
کدهای اضافی کاربر :