برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
با ضریب ٩/٠!
ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩  

اینکه همیشه به تو بگویند که شکل گیری انسان و خصلت هایش وابسته به محیط و وراثت می باشد خیلی فرق دارد با اینکه تو این چیزها را با پوست و خون ات لمس کنی .از داشتن بعضی هاشان در حد مرگ افسرده و دل سرد شوی و از داشتن بعضی ها  آرام.
اینکه بفهمی تو مجموعه ای از رفتارها و شخصیت های پدر و مادر و برادر و عمو و دایی و خاله و دوستان ات هستی.
اینکه بعد از این همه مدت که فکر می کردی فلان رفتاری که داری حاصل تلاش و مراقبه ی خودت بوده و بعد روی سرت خراب می شود که نه! بابام جان! حلال زاده به دایی اش رفته!
اینکه می فهمی چقدر تو موجود وابسته ای بودی و خودت خبر نداشتی.
اینکه می فهمی تفاوتی که تا الان  از اطرافیان ات پیدا کردی واقعا بی مقدار است.
اینکه بفهمی این خصلت ها حاصل کار خودت نیست و شخصیت ات را خودت به وجود نیاوردی و تازه کلی برای خودت و این و آن فلسفه بافی می کردی که به این دلیل این طور کردم ، به این دلیل اینجوری شد!
جمع کن بساط خویش را!
جدیدا برای شناخت خودم از مهندسی معکوس استفاده می کنم.نگاه به اطرافیان و هم نشینان ام می کنم و خصلت هایی که قبلا برای عجیب می نمودند را به نحو احسن در خودم پیدا می کنم با ضریب ٩/٠ !
بعضا آن خصلت خیلی هم پیشرفته و امروزی و به قول معروف بومی سازی شده ولی پیچ در پیچی است که آخر به یک منزل می رسند. 
تا الان این همه جبر را درک نکرده بودم.
تا چه حدی با گیاه تفاوت داریم؟


کلمات کلیدی: خاطرات ،اعصاب - روان
 
کدهای اضافی کاربر :