برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
مشکل
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸  

دوست ندارم اینجا حدیث نفس و شرح حال و این جور چیزها بنویسم.
به من هم نمی آد نوشتن این چیزها. بیشتر انگار ادا در آوردن می شود
 دوست هم ندارم سوزناک و ترحم برانگیز باشم .وقتی هم کسی می پرسد " چته تو؟!" بیشتر ضد حال می شود به جای اینکه از خاطرم بپرد هر چه بود و نبود
ولی...
ولی خیلی احساس می کنم اشتباهی هستم.
یعنی مکان هایی را که اشغال کردم انگار مال من نیست .
چیز مربوط به من توی اش پیدا نمی شود.
اشخاصی را که گرفته ام
وقت شان را فکرشان را
مربوط به من نیستند یا من مربوط به آنها نیستم
نمی دانم به خدا...
از این درد گنگ گیج مریض و سیاه...
و پیر
یاد ده دوازده سالگی هایم می افتم
می روم و می آیم و سرک می کشم
یک چیزهایی هست ها.یک بهانه ای نشان ام می دهد
ولی لامصب اصل جنس را رو نمی کند این دل
اصلا شاید به دل ربطی نداشته باشد!
با مقصرش چه کار دارم آخر؟!
دوست دارم حل بشود


کلمات کلیدی: غصه ،مشکلات
 
کدهای اضافی کاربر :