برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
کنکور ارشد
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸  

در این چندین سال عمر تحصیلی شاگرد شوتی نبودم.تا دبیرستان اوضاعم خوب بود. اما هیچ وقت تلاشی برای درس خواندن نمی کردم و وقتم همیشه با چیزهای دیگر پر بود. دانشگاه هم همین طور. به همه کاری پرداختم به جز درس خواندن درست و حسابی و الان احساس کمبود می کنم از این بابت. حس می کنم توان ام را متمرکز نکرده ام.
فلهذا(!) عزم کردم برای کنکور ارشد تا آنجا که می شود تلاش کنم. (البته باز هم در این مدت به خیلی چیزهای حاشیه ای پرداختم.یکی اش همین جا)
به این موضوع یعنی ادامه ی تحصیل خیلی دل بستم و یک جورهایی برایم اعاده حیثیت شده .نمی دانم. یا شاید هم اثبات چیزی.
ازهمه ی دوستان ملتمسانه می خواهم سر نمازشان ، دعا برای این بنده ی حقیر را فراموش نکنند.

راستی یک خبر خوب : حاجی طاقت نیاورده و در همین ساعت مکان جدیدی از خودش در کرده.+ ولی نمی دانم چرا اسمش را nid گذاشته اند! سوال


کلمات کلیدی: دانشگاه
 
کدهای اضافی کاربر :