برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
روضه
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸  

می گویند افراط نکنید، فکر کنید.همه اش که احساس و شور نیست. همچین یک مقدار انگشتان خود را زیر چانه بگذارید و تامل کنید.
می گویم درست می گویید بارک الله
می گویند این چیزهایی که خیلی ها می خوانند سند ندارد. قبر حضرت زینب سلام الله علیه معلوم نیست.خانم سرش را به محمل نزده اند.گیسوان خود را پریشان نکرده اند. حضرت عباس با یک ضربه چند صد نفر را نکشت. اهل خیام سه روز تشنگی نکشیدند و...
می گویم باز هم درست. آفرین. بارک الله به فهم و درکتان. دیگر نمی گذارم کسی پای این دروغیات و مهملات بنشیند و اعتراض نکند.
اما رفیق الان برای این دل سوخته چه داری؟ پی نابودی سکه های باطل بروم در حالی که جواهر از آسمان می بارد؟ خود من چه کنم؟  سه روز تشنه نبودند ولی عاشورا که آب نداشتند!  مشک ها را که به لشکر حر داده بودند. خانم و کودکان که به اسارت رفته اند.رأس الحسینی که هست. عموی جوانمردی  که کشته شده. خیانت که شد. امام برای آب التماس نکرد اما علی اصغری که داشت...
الان تو بگو  با این دل سوخته چه کنم؟! این سوز را فریاد نزنم.بلکه دیگر کسی جرات خیانت نکند؟ بلکه دیگر عزیزی به اسارت نبرند؟
غرض اینکه  بعضی وقتها افراط می کنیم که چون تفکر و اندیشه داریم  حالمان ضعیف می شود .البته برعکسش هم هست


 
کدهای اضافی کاربر :