برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
بدبختی سیاه
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸۸  

برای انجام یک  تحول عظیم اجتماعی نیاز به کودکانی است که انگیزه خود را از کهنه عقده ی کودکی و یادآوری  رنج پدرانشان به دست آورده اند. چیزی شبیه به همان طفل های در قنداق امام راحل (ره) . چیزی شبیه به بدبختی های سیاه «لنگستون هیوز» :

  • - بدبختی زمانی است که در می یابی بهترین دوستت اجازه دارد در استخر شنا کند اما تو اجازه نداری!
  • - بدبختی زمانی است که تو می توانی همه بچه های دیگر را در تاریکی ببینی اما آنها می گویند که نمی توانند ترا ببینند!
  • - بدبختی زمانی است که به تو یاد می دهند هندوانه را دوست نداشته باشی ، اما تو دوست داری!
  • - بدبختی زمانی است که برای اولین بار درک می کنی در خیلی از اصطلاحات بد ، کلمه «سیاه» به کار رفته است مثل «گربه سیاه» ، «لیست سیاه» ، « مهره ی سیاه» !
  • - بدبختی زمانی است که تنها مردی که توی اتوبوس پرت و پلا می گوید سیاه است!
  • - بدبختی زمانی است که تو قبل از آغاز سال نو به فروشگاه می روی و می بینی که بابانوئل سفیدپوست است!
  • - بدبختی زمانی است که تا شروع به بازی می کنی یکی شروع به شمردن می کند : یک و دو و سه و چهار کاکا سیاه به کنار!

 

 

پی نوشت : «لنگستون هیوز » در سال 1902 در آمریکا به دنیا آمد. به عنوان دریا نورد به کشورهای زیادی سفر کرد. اما قلبش و خانه اش در محله سیاه پوستان آمریکا «هارلم» بود. جایی که سالهای زیادی زندگی کرد. همدردی عمیق او با زندگی سیاه پوستان ، مضمون بیشتر شعرهایش را تشکیل می دهد که جوایز افتخارآمیز زیادی را نصیبش ساخت. در سال 1967 زمانی که سرگرم سرودن این کتاب بود ، جشم از جهان فروبست.لنگستون هیوز یکی از محبوب ترین چهره های ادبی سیاه پوست آمریکاست.


کلمات کلیدی: عکس ،فرهنگی اجتماعی
 
کدهای اضافی کاربر :