برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
حسب حال
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۱  

جناب سرطان فرموده اند که پنج ماهه اینجا خاک می خوره!
چه بنویسم؟!
از سیاست خسته شده ام و البته کلامم کمی تیزتر از قبل شده که مناسب پرشین بلاگ نیست!
دل صافی هم برای ایمانی نوشتن فعلا ندارم!
وقتهایی که نمازمان را سروقت می خوانیم و از خدا طلبکار می شویم هم حس نیایش نمی آید!
روانشناسی هم که دوس دارم اش فعلا خشکیده!
زن و بچه و درس و معاش و دغدغه ی کار و... هم مجال کمتری برای تمرکز می دهند!
هوا ابری است!
زمین لیز است!
اضافه بر اینها این روزها به حال شدیدی دچار کمی اعتماد به خویش ام!
می نویسم و نصفه و نیمه رها می کنم.
بیشتر اوقات فراغتم را فعلا به تیراندازی و شکار و مطالعه درباره این جور تفریحات می گذرانم.
غرض اینکه ما هم احتمالا متاستاز کرده ایم!
مرگ برادر بسیجی هوگو چاوز را هم تسلیت می گویم!


کلمات کلیدی: خاطرات ،عجایب روزگار
 
کدهای اضافی کاربر :