برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: محسن - جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢

چند روز پیش کارت بانک صادراتم را گم کرده بودم. تقاضای صدور کارت جدید دادم و برای چاپ یک کارت پلاستیکی گفتند که دو هفته دیگر حاضر می شود.هنوز کارتم را نگرفتم.دیروز با همراه بانک حسابم را داشتم چک می کردم که متوجه شدم دویست هزار تومان از حسابم برداشت شده! ذهنم به همه جا رفت ولی چطور کسی می توانست از کارت سوخته برداشت کند؟ به شعبه مربوطه رفتم و موضوع را جویا شدم.بعله!
حضرات بدون اجازه و حتی خبر دادن ، خودشان دست در حساب بنده برده بودند و باقی مانده (دو قسط) وام پیزوری ازدواج را که با بیست تا سفته و چک کارمندی گرفته بودم از حسابم کسر کرده اند و وام را تسویه کرده اند.موقعی که بالای سر کارمند مربوطه رسیدم داشت تمبر سفته هایم را پاره می کرد.جالب ماجرا این است که وام همسرم را هم از حساب من کم کرده بودند در حالی که موقع واریز وام را به دو
حساب جدا ریخته بودند! فکر کنم فردا پس فردا خودشان سند ازدواج را بررسی می کنند و مهریه قید شده را ماه به ماه از حسابم کسر می کنند!

اشکالی ندارد! ما و دولت نداریم که! جیبمان یکی است! فقط من یک سوال دارم : آیا کسانی که چند هزار میلیارد معوقه های بانکی دارند حساب بانکی ندارند؟ پولهایشان را زیر متکا می گذارند؟ چطور برای من مستضعفی که با کسر آن دویست هزار تومان ، باقی مانده حسابم صد و سی هزار و چهارصد و بیست و پنج ریال شده بود مو را از ماست می کشید و در نهایت امانتداری حسابم را بالا پایین می کنید ولی زور عدالتتان به آن حضرات نمی رسد؟!

نویسنده: محسن - جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢

سعید لیلاز در یادداشت سه شنبه روزنامه شرق نکته قابل تاملی را درباره سازمان برنامه  نوشته بود. اینکه نه آن حذف ناگهانی کار درستی بود و نه این دستور ناگهانی برای احیای سازمان و اینکه کلا سازمان برنامه اینقدرها هم آش دهان سوزی برای اقتصاد کشور نبوده و مضراتش کم نیست:
« وقتی انسان برنامه ریزی متمرکز انجام می دهد در حقیقت در نظام خلقت دست برده است. وقتی در اقتصاد برنامه ریزی متمرکز می کنید از طریق مکانیسم غیرطبیعی، تعادل بازار و اقتصاد را به هم زده اید. این خود باعث بروز ناهنجاری های جدیدی می شود. می توان دراین باره یک مثال ساده زد. ایران در 60سال گذشته حدود 2/1تریلیون دلار نفت فروخته اما متوسط رشد اقتصادی اش بیشتر از ترکیه نیست. ترکیه ای که نظام برنامه ریزی متمرکزی ندارد. این مساله در مقایسه بین یوگسلاوی با ایتالیا و اتریش با لهستان هم صادق است. کشورهایی که نظام برنامه ریزی متمرکزی نظیر سازمان برنامه ندارند، موفق ترند. علتش این است که وقتی سعی می کنیم با برنامه ریزی، مشکلی را حل کنیم به این دلیل که علم بشر به همه جوانب زندگی احاطه کامل ندارد نمی تواند برنامه ریزی کاملی داشته باشد.»

چند سال پیش هم شبیه همین صحبت را از دکتر پژویان شنیدم که این برنامه سوم توسعه ، برنامه چهارم توسعه و... فلج کننده ی پیشرفت اقتصاد است و هیچ دولتی هم نتوانسته بیشتر از سی یا چهل درصد برنامه ی توسعه زمان خودش را انجام دهد در حالی که معلوم نیست که جهت دهی های هر برنامه چقدر براساس نیاز بازار و مردم بوده است.

کدهای اضافی کاربر :