برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: محسن - دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩

- فکر می کردم ماییم که خیلی برای کربلا عطش داریم.نگو آن طرف هم دیوانه فراوان است.توی تاریکی شب کوچه های بین الحرمین جلویمان را گرفته بود. من و مصطفی از ترس خشکمان زد.دست و پا شکسته می پرسد " آقا کی برمی گردید ایران؟ مشهد هم می رید؟ من هم بیام؟!"


- با چند نفر از هموطنان کافر مدرنمان در گوگل ریدر گفتگویی طولانی داشتم.به اش گفتم تو مگر دنبال معجزه نمی گردی؟ خب برو مشهد الرضا ، صحن آزادی ، دفتر شفایافته گان. می گفت ببین ما باید با آمارگیری و آزمایش علمی دو تا تابوت که یکی اش خالی  و دیگری اش هم ائمه ی شماست را مقایسه کنیم تا ببینم اختلاف معنی داری در شفایافته گی پیدا می شود یا خیر!! چون خیلی از بیماری های سایکوماتیک در اثر جو و فضای روحی و روانی  هستند که خوب می شوند! گفتم بنده ی خدا فلج اطفال سایکوماتیک است یا سرطان؟ یا منگولیسم؟! یا کور مادرزاد؟!
اوضاع خیلی خیط است ها! دل اگر روان پریش شد چه کنیم!؟


- زائر محترم بدان و آگاه باش که از لای شبکه های ضریح نور می ریزد.


پی نوشت : دوستان .دعا کنید سفرمان دوباره جور بشود. رفقا امروز رفته اند بلیط بگیرند تا مثل هر سال به پابوس حضرت اش برسیم.

نویسنده: محسن - چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩

خدایا شکرت!
ولی اینم شهره ما داریم؟!‏
تا دیروز معنای دقیق جهنم بود
امروز یک دفعه شده گلستون
ناپایداری جوی تو پاییز طبیعیه ولی نه در این حد دیگه!
پاییزش تیرماه میاد همه درختا رو زرد می کنه میره
زمستونش چنان سوزی داره که انگار یادش میره کمر چند تا کولر گازی رو شکونده!
هیچ فصلی رو مثه آدم درک نمی کنی
نه مرغ داخل اش زنده می مونه نه زنبور عسل
اهواز عمر آدم رو کوتاه می کنه
و اخلاق ها رو معیوب
فقط غروب اش قشنگه
همین

نویسنده: محسن - چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩

دهه ی سازندگی از مهم ترین بازه ها در سی ساله ی انقلاب است.تحلیل و بازنگری آن دوره دوای درد امروز ماست.مناظره ی دکتر زیباکلام و دکتر فیاض در این رابطه خواندنی است.دکتر فیاض اصرار بر این دارند که عملکرد هاشمی یک نگاه توریستی و ناصرالدین شاهی بود و باعث عدول از ارزش های انقلاب و حل شدن در نظام جهانی شد و دکتر زیباکلام ادامه ی عملکرد هاشمی را چاره ی مشکلات اقتصادی ، سیاسی کشور می دانند. عبارتهایی که به نظرم مهم بود در ادامه مطلب آمده است.

متن کامل مناظره  :  

http://www.zibakalam.com/news/366
http://www.zibakalam.com/news/367


ادامه مطلب ...
نویسنده: محسن - یکشنبه ٤ مهر ۱۳۸٩

- حالم وخیم وخیم هم که باشد.داغون و رنگ پریده و آشفته دل هم که باشم یاد یک چیز همیشه برایم چیز دیگری است.
هرکسی باید چشیده باشد هرقدر هم که کوچک.یک چیزی را لمس کرده باشد.برای روزهای بادا و مبادا لازم آدم می شود.
 سحرهای صحن گوهرشاد همان مزه است برای من.حوض اش . رنگ نخودی ایوان مقصوره اش .طلوع طلایی گنبد از بالای صحن. دیدگاه.نماز.آدم هایی آرام .صدای همهمه ی درهم زوار. می ایستادم صدای همهمه را با گوشی ضبط می کردم. سوز سرما .بالا بردن یقه ی کاپشن. ایستادن . زل زدن .رفتن. برگشتن .خم شدن.سلام دادن .فلکه آب.سکوت...
 این برنامه روز از نوی شبکه دو صبح ها یک سلامی را پخش می کند. هر وقت که می شنوم بدنم مرتعش می شود.

- خواب بودیم همه گی . فکرش را بکن با زبان روزه در باز بشود و دو تا از خدام الرضا وارد بشوند و برگه افطاری حضرت را بدهند. آن هم کی؟! روز خداحافطی.چقدر شاد شدیم!
یکی از بستگان می گفت که رفتم پیش یکی از خدام حرم .گفتم من هفت سال است  مشرف می شوم به زیارت حضرت ولی هیچ وقت شام حضرت را نخورده ام. خادم هم نامردی نکرده و گفته حتما لایق نبودی ، بعد از این هم چیزی گیرت نمی آید! می گفت : دلم بدجوری شکست.گفتم دیدی آقا! خادمت چه جوری جواب ام را داد؟ همان روز همسفرم را در هتل دیدم.یک دفعه تا دیدم گفت برویم غذای حرم را بگیریم.گفتم من که چیزی ندارم.گفت بیا ، من دارم. رفته بودند با هم .

کدهای اضافی کاربر :