برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: محسن - دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩

چند وقت پیش تورجان١ بیوگرافی مرحوم مشکینی را نوشته بود.بخش جالب اش برای من موضوع کتاب شهید جاوید و نظر مرحوم مشکینی (رحمة الله علیه) پیرامون نظریه تکامل داروین و اشارات قرآن کریم پیرامون این موضوع بود.
در مورد نظریه ی داروین (که همیشه در حد یک نظریه یا حتی کم تر باقی ماند) گویا ایشان به استناد به آیاتی که در آن به خلقت انسان اشاره می کند و اینکه ملائکه پس از خلقت بشر به خداوند عرضه می کنند که می خواهی کسی را بیافرینی که در زمین فساد کند و خون ها بریزد؟!٢  به این نتیجه رسیده اند که چون فرشتگان از خوی فساد و خون ریزی انسان خبر داشته اند پس احتمالا موجوداتی شبیه به انسان در روی زمین وجود داشته اند که فرشتگان با دیدن روحیات آن ها از خلقت انسانی این چنین واهمه پیدا کردند.پس قرآن کریم نیز به این نظریه اشاراتی داشته است.
اما موضوعی که در اینجا نادیده گرفته می شود این است که فرشتگان و در کل مجردات در عالم زمان و مکان نیستند که حالا تجربه ی گذشته و پیش گویی آینده را داشته باشند.هرچه که هست حال و اصل و معناست.فرشتگان براساس ذاتشان قرار نیست چیزی را تجربه کنند که مثلا بگویند چهار سال پیش موجودی شبیه به این مخلوق بر روی زمین بوده پس این هم به قتل و  خون ریزی رو می آورد! بلکه فرشتگان چون معنا و باطن امور را می بینند با نظر در ذات بشر پی به این امر برده اند که بلاشک موجودی فاسد و خون ریز خواهد بود و بدین وسیله چنین قضاوتی در مورد بشر داشته اند و چنین تفسیری از قرآن کریم پیرامون نظریه ی تکامل صحیح به نظر نمی رسد.


١. http://tourjan.com/?p=2405

٢. سوره بقره آیه ٣٠ :

و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین خلیفه‌اى مى آفرینم، گفتند: آیا کسى را مى‌آفرینى که در آنجا فساد کند و خونها بریزد، و حال آنکه ما به ستایش تو تسبیح مى‌گوییم و تو را تقدیس مى کنیم؟ گفت: من آن دانم که شما نمى‌دانید.


پ.ن : این یادداشت را فقط جهت یاد استاد عزیز آقای حکیم نوشتم که نظریه ی تکامل و نقد آن را کامل شرح دادند . این مطلب هم برداشتی از صحبت های ایشان بود.

نویسنده: محسن - چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩

الحمد الله سفر خوبی بود.به یاد تک تک دوستان اینترنتی و غیره بودیم.چه آن هایی که التماس دعا گفتند چه آن هایی که با هم تاریخ کربلا را تعیین کردیم چه آن هایی که هیچ.
جای همه تان سبز. کاظمین و سامرا هم نصیبمان شد.
چندتا توصیه را در مورد کربلا همه گفته اند من هم می نویسم چون خودم تجربه کردم:

اول اینکه اگر نمک گیر این سفره هستید به هر مشقتی که شده به کربلا بروید ولو با بذل جان و مال.
این یکی قضیه اش فرق دارد.ریسک سفر به نتیجه ای که قرار است عاید شود می ارزد حسابی هم می ارزد.هرکسی هم رفته پشیمان نبوده.شش سال پیش در بحبوحه ی درگیری های
مقتدی صدر از مرز آّبی(اروند رود)‌ غیرقانونی به کربلا رفتم. بین الحرمین زیر پایمان می لرزید.از نجف با صدای خمپاره فرار کردیم.مداح ها قبل از شروع شهادتین می گفتند.ولی چسبید چه چسبیدنی! اگر وقتی بود حتما خاطرات اش را می نویسم.این سفر هم گرما بود و عطش و قطعی برق بی حساب و کتاب .جاده کج و معوج و اتوبوس خراب .ایست و بازرسی زیاد و فندق های بی صاحب! وضح روحی خراب و چند تا مشکل نگفتنی دیگر. ولی به ابالفضل چسبید! بعد از دو روز هنوز طپش های دل صدای دیگری دارد. می شنوم.

دوم اینکه اگر بستگان و آشنایان از کربلا برگشتند حتما به استقبالشان بروید.استقبال نشد توی همان یکی دو روز اول به دیدارشان بروید.زود ها! تا عطر حرم دارند.تا هنوز طپش دارند.معلوم نیست هفته ی دیگر چه شود. از دست ندهید ، از ما گفتن بود.

سوم اینکه اگر دعوت کردند که بروید آمادگی روحی را در نظر بگیرید.خیلی مهم است.به
سید محمد قسم کربلا خود بهشت است.رایحه ی بهشتی را  زوار از لای شبکه های ضریح حس می کنند. هرطور که بروید آنجا بالاخره چیزی می دهند ولی آمادگی داشتن امتیاز است.خیلی چسبیدنی نیست آدم همه ی غصه ها و چرکولک هایش را بگذارد برای بهشت!  از مستحبات زیارت اباعبدالله علیه السلام سه روز روزه گرفتن قبل از زیارت است.

نویسنده: محسن - یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٩

قرار بود ماه عسل را مشهدالرضا برویم .اما آن یار دل نواز به جای دیگر دعوت مان کرد. عسلمان طعم تربت و بوی سیب سرخ گرفت و راهی سرزمین عجایب کرب و بلای حسین علیه السلام می شویم.
حقیقت اش آمادگی روحی برای این سفر ندارم.دفعه ی دومی است که به این سفر می روم ولی با این وضعیت خراب معنوی نه حرفی برای گفتن دارم نه رویی
هیچ...
یک ده روزی اینجا خبری نیست.
به یاد همه ی دوستان هستیم
شب جمعه بین الحرمین

کدهای اضافی کاربر :