برداشت های روزانه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: محسن - جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢

چند روز پیش کارت بانک صادراتم را گم کرده بودم. تقاضای صدور کارت جدید دادم و برای چاپ یک کارت پلاستیکی گفتند که دو هفته دیگر حاضر می شود.هنوز کارتم را نگرفتم.دیروز با همراه بانک حسابم را داشتم چک می کردم که متوجه شدم دویست هزار تومان از حسابم برداشت شده! ذهنم به همه جا رفت ولی چطور کسی می توانست از کارت سوخته برداشت کند؟ به شعبه مربوطه رفتم و موضوع را جویا شدم.بعله!
حضرات بدون اجازه و حتی خبر دادن ، خودشان دست در حساب بنده برده بودند و باقی مانده (دو قسط) وام پیزوری ازدواج را که با بیست تا سفته و چک کارمندی گرفته بودم از حسابم کسر کرده اند و وام را تسویه کرده اند.موقعی که بالای سر کارمند مربوطه رسیدم داشت تمبر سفته هایم را پاره می کرد.جالب ماجرا این است که وام همسرم را هم از حساب من کم کرده بودند در حالی که موقع واریز وام را به دو
حساب جدا ریخته بودند! فکر کنم فردا پس فردا خودشان سند ازدواج را بررسی می کنند و مهریه قید شده را ماه به ماه از حسابم کسر می کنند!

اشکالی ندارد! ما و دولت نداریم که! جیبمان یکی است! فقط من یک سوال دارم : آیا کسانی که چند هزار میلیارد معوقه های بانکی دارند حساب بانکی ندارند؟ پولهایشان را زیر متکا می گذارند؟ چطور برای من مستضعفی که با کسر آن دویست هزار تومان ، باقی مانده حسابم صد و سی هزار و چهارصد و بیست و پنج ریال شده بود مو را از ماست می کشید و در نهایت امانتداری حسابم را بالا پایین می کنید ولی زور عدالتتان به آن حضرات نمی رسد؟!

نویسنده: محسن - جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢

سعید لیلاز در یادداشت سه شنبه روزنامه شرق نکته قابل تاملی را درباره سازمان برنامه  نوشته بود. اینکه نه آن حذف ناگهانی کار درستی بود و نه این دستور ناگهانی برای احیای سازمان و اینکه کلا سازمان برنامه اینقدرها هم آش دهان سوزی برای اقتصاد کشور نبوده و مضراتش کم نیست:
« وقتی انسان برنامه ریزی متمرکز انجام می دهد در حقیقت در نظام خلقت دست برده است. وقتی در اقتصاد برنامه ریزی متمرکز می کنید از طریق مکانیسم غیرطبیعی، تعادل بازار و اقتصاد را به هم زده اید. این خود باعث بروز ناهنجاری های جدیدی می شود. می توان دراین باره یک مثال ساده زد. ایران در 60سال گذشته حدود 2/1تریلیون دلار نفت فروخته اما متوسط رشد اقتصادی اش بیشتر از ترکیه نیست. ترکیه ای که نظام برنامه ریزی متمرکزی ندارد. این مساله در مقایسه بین یوگسلاوی با ایتالیا و اتریش با لهستان هم صادق است. کشورهایی که نظام برنامه ریزی متمرکزی نظیر سازمان برنامه ندارند، موفق ترند. علتش این است که وقتی سعی می کنیم با برنامه ریزی، مشکلی را حل کنیم به این دلیل که علم بشر به همه جوانب زندگی احاطه کامل ندارد نمی تواند برنامه ریزی کاملی داشته باشد.»

چند سال پیش هم شبیه همین صحبت را از دکتر پژویان شنیدم که این برنامه سوم توسعه ، برنامه چهارم توسعه و... فلج کننده ی پیشرفت اقتصاد است و هیچ دولتی هم نتوانسته بیشتر از سی یا چهل درصد برنامه ی توسعه زمان خودش را انجام دهد در حالی که معلوم نیست که جهت دهی های هر برنامه چقدر براساس نیاز بازار و مردم بوده است.

نویسنده: محسن - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

اگر عقل و شرع را ملاک انتخاب قرار دهیم ، کیفیت رای از کمیت آن مهم تر است. کمیت به این معنا که چه کسی و چه تعداد رای بیاورد و کیفیت اینکه یک فرد چگونه و از چه روشی رای بیاورد و مردم به چه علت و انگیزه ای به وی رای بدهند.  همه یک رای دارند  و در ظاهر بیشتر از یک رای نمی توانند  تاثیر بگذارند اما در پیشگاه عقل و شرع ارزش هر رای متفاوت است.

مثلا افرادی به جلیلی  از روی ظاهربینی رای بدهند.این رای کیفیت بالایی نخواهد داشت .تبسم ایمانی ، جای مهر ، پیراهن روی شلوار ، ریش سنگین ، یکی در میان در جملات از حضرت آقا گفتن و...

رایی که از روی ظاهربینی داده شود کیفیت چندانی ندارد و آسیب ها و عواقب احتمالی در پی دارد.

اگر فردی به سبب اینکه روحانی با اصلاح طلب هاست و به این دلیل به وی رای بدهد که رای به وی سبب تضعیف نظام و رهبری می شود این رای از لحاظ کیفی پایین است و تبعاتی شبیه آنچه در سال 88 شاهد بودیم در پی دارد.

آرایی که به صرف تعریف یک شخصیت ( هاشمی ، خاتمی ، مصباح ، کریمی و...)  از یک فرد باشند آرای کیفی ضعیف و نشان دهنده آگاهی و شعور سیاسی پایین و تنبلی می باشند . تعاریف شخصیت ها فقط می تواند امتیاز و زینتی برای انتخاب یک فرد باشد نه ملاک تشخیص رییس جمهور.

آرایی که به سبب یک مورد اجرایی خاص(50 هزار تومان پول نقد ، حذف سربازی ، آزادی زندانیان سیاسی و...)  داده می شوند بی کیفیت اند.

همچنین آرایی که به صرف "نه " گفتن و رای نیاوردن کاندیدای رقیب باشد کیفی نیست وفاقد صداقت است چرا که انتخابات میدان جنگ نیست که حتی برای شکست دشمن حاضر به پشتیبانی از هر فردی شویم.تمام کاندیداها نشان دهنده طیفی از مردم هستند.

نویسنده: محسن - پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢

در انتخابات قبل عده ای سعی بر این داشتند که ببیند رای رهبری چیست و یا حتی فراتر از این شخصی را به عنوان نظر رهبری به مردم القا کنند و از این طریق آرای جمعی از مذهبیونی که بصیرت سیاسی نداشته و فقط از ترس اینکه مبادا خلاف نظر رهبر عمل کنند و خسرالدنیا و الاخرت بشوند را جمع کنند.
سال 84 و 88 به همین شیوه عده ای را ترغیب به رای به احمدی نژاد  کردند. امسال هم دارند به هر طریقی صغری کبری می چینند که آقای جلیلی کاندیدای رهبری است .صحت و سقم اینکه آقای جلیلی نظر رهبری است یا نه برایم اهمیتی ندارد چرا که از دو منظر این کار ، غلط است :
 اول اینکه مانع پیشرفت سیاسی و اصل جمهوریت است.پیشرفت سیاسی حاصل پیشرفت دیدگاه هر یک از افراد جامعه است . این نوع نگاه به انتخابات ( کشف نظر رهبری) باعث تنبلی در تحلیل سیاسی ، فقدان استقلال فکری ، نردبان شدن برای بقیه در بازی های سیاسی ،  عدم پذیرش مسوولیت رای خویش در صورت خطاها و اشتباهات شخص منتخبشان خواهد شد چرا که ممکن است اینطور توجیه می شود که ما فقط به نظر رهبری رای داده ایم و به رهبر دوم (عقل) اعتنا نکرده ایم.
دوم اینکه این گفتار و این القا کردن خلاف نظر امام و رهبری است. رهبری بارها گفتند که بنده رایم معلوم نیست.کسی خبر ندارد.میزان رای ملت است.مهم این است که انتخابات با شور برگزار شود. این حرف یعنی ای مردم به دنبال رای رهبری نباشید شما خودتان به انتخاب برسید.
اینکه ما بگوییم فلانی بیشتر در خط امام و رهبری است فرق دارد تا اینکه ببینیم نظر رهبری روی چه گزینه ای است .

سوم : در صورت برنده شدن کاندیدای مورد نظر شائبه و یا حداقل احساس تقلب و مهندسی شدن انتخابات برای کسانی که به کاندیداهای دیگر رای داده اند به وجود می آید و این احساس که انتخابات حالت فرمایشی پیدا کرده است که خلاف تاکتیک حماسه سیاسی است و در صورت برنده نشدن کاندیدای مورد نظر منجر به تضعیف رهبری و حزب اللهی ها در بین عوام خواهد شد.

نویسنده: محسن - جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢

قاسم روانبخش در برنامه ی دیروز امروز فردا نشان داد که تا چه حد تحلیل های سیاسی اش دارای قوت است.حالا حوصله ی باز کردن همه ی بحث را ندارم فقط خواستم بگویم که این مساله ی دفاع شورای نگهبان از یک کاندیدا در جریان انتخابات 88 را که الیاس حضرتی مطرح کرد نتوانست پاسخ دهد و به بیراهه زد که بعله! حضرت آقا گفته شورای نگهبان حافظ انتخابات است! شما چرا بالای حرف رهبری حرف می زنی؟!
این نقل قول ها از رهبری نمی تواند جواب یک سوال باشد.رهبری همیشه از همه ی ارکان فعلی نظام در همه حال دفاع می کند.اینکه توجیهی برای نقدناپذیری یک ارگان نمی شود.
فردا روزی دوباره همین اشتباهات را می کنیم بعد هم دشمن سوء استفاده می کند و هزینه ای را این ملت بیچاره متحمل می شوند . اسمش را هم می گذاریم فتنه ی جدید. کسی که در دهان نخبگان سیاسی را می بندد که آقا شما چند صباحی حرف نزن ، فعلا تحریمیم سیاه نمایی نکن! دم انتخابات است فعلا ساکت شو! برهه ی حساس است دشمن شادمان نکن! کسی که تحمل تلخی نقد و شفاف سازی را ندارد فتنه گر است.

نویسنده: محسن - یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

حالا هی صدا و سیما جوسازی کند برای انتخابات که شاید بشود خلق حماسه کرد ولی برای من دلخوشی نمی آورد.چه دلخوشی داشته باشم! وقتی که شاعر برگزیده کشورم دغدغه اش این است که چرا ممیزی های ارشاد کامپیوتری است و واژه ی آغوش را از دفتر شعرم حذف کرده در حالی که این آغوش ، آغوش مادر شهید است! چه دلخوشی! وقتی که یکی از این احساس تکلیف کرده گان با بازی کردن با واژه ها به سمتی برسند و بعدش دوباره به جنگ واژه ها بروند! چه فرقی می کند قالیباف بیاید یا رضایی یا جلیلی یا کسی دیگر وقتی وبلاگنویسان متعهدمان نمی تواند نتیجه تاملات و دغدغه های خودشان را بنویسند و جز مجیزه گویی عاقبتش فیلترینگ و سانسور است؟!
من رای می دهم اما نه با دلی خوش و امیدی به آینده!

نویسنده: محسن - پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٢

دینی که من درک کرده ام چیزی جز اخلاق نیست.اعمالی هم که انجام می دهیم مثل نماز و روزه و حج و... به هدف ثمر دادن در زمین اخلاق است وگرنه چیزی جز وقت تلف کردن نیست.

احکام پرستان اخلاق گریز کمر دین را شکسته اند.
                                                       دکتر میثاق

نویسنده: محسن - چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۱

جناب سرطان فرموده اند که پنج ماهه اینجا خاک می خوره!
چه بنویسم؟!
از سیاست خسته شده ام و البته کلامم کمی تیزتر از قبل شده که مناسب پرشین بلاگ نیست!
دل صافی هم برای ایمانی نوشتن فعلا ندارم!
وقتهایی که نمازمان را سروقت می خوانیم و از خدا طلبکار می شویم هم حس نیایش نمی آید!
روانشناسی هم که دوس دارم اش فعلا خشکیده!
زن و بچه و درس و معاش و دغدغه ی کار و... هم مجال کمتری برای تمرکز می دهند!
هوا ابری است!
زمین لیز است!
اضافه بر اینها این روزها به حال شدیدی دچار کمی اعتماد به خویش ام!
می نویسم و نصفه و نیمه رها می کنم.
بیشتر اوقات فراغتم را فعلا به تیراندازی و شکار و مطالعه درباره این جور تفریحات می گذرانم.
غرض اینکه ما هم احتمالا متاستاز کرده ایم!
مرگ برادر بسیجی هوگو چاوز را هم تسلیت می گویم!

نویسنده: محسن - پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۱

 همیشه از اعتراف به اشتباه و عذرخواهی حاکمان و مدیران خوشحال می شوم چرا که نشان دهنده ی دید باز و عدم تعصب می باشد. اما اعتراف به اشتباه رهبری در سخنان اخیرشان چندان دلنشین نبود.
من متخصص آمار یا مدیریت دولتی یا علوم سیاسی نیستم ولی در حیطه رشته ی خودم می توانم ادعا کنم که افزایش جمعیت در وضعیت فعلی یک اشتباه است . برخلاف داشته های موجود است.
هرکس که کمی اهل روزنامه خواندن باشد می داند که جهان امروز به بحران آب دچار است .عواملی چون افزایش جمیعت جهان ، مصرف گرایی ، صنعتی شدن ، گرمایش جهانی و تغییر اقلیم باعث بروز چنین مشکلی شده است.
در این وضعیت کشورها  از لحاظ منابع آبی به ترتیب به سه دسته ی بحرانی ، نزدیک به بحران و به دور از بحران تقسیم می شوند.
کشور ایران یک کشور گرم و خشک است که یک سوم آن را بیابان تشکیل می دهد و  در این دسته بندی در دسته ی نزدیک به بحران و لب مرز قرار دارد.
سهم هر ایرانی با جمعیت فعلی در حال حاضر در حدود 1800 متر مکعب در سال است .
حال اگر منابع آبی  کم نشوند که با توجه به گرمایش زمین و تغییر اقلیم احتمال آن زیاد هم هست با افزایش دوبرابری جمعیت که در صحبت های سران نظام تکرار می شود سرانه ی سهم هر ایرانی تبدیل به 900 تا 1000 متر مکعب در سال می شود که به معنی بحران جدی است.
از سوی دیگر پراکندگی بارندگی و منابع آبی در کشور به هیچ وجه موزون و برابر نیست .در حالی که رشد جمعیت تا به حال به ناموزونی منابع آب نبوده و این خود بحران آبی را شدیدتر می کند.
طرح های انتقال آب سرشاخه های کارون به بیابان ها و نمکزارها که بدون تایید حتی یک مقاله ی علمی و با لابی گری های ذینفعان به انجام می رسد خود گواهی بر وجود بحران آبی حتی در شرایط فعلی است.

جمع بندی : اگر ادعا می کنیم که توان اداره ی بیکاری ،مسکن ، ازدواج ، اعتیاد ، فساد و... جمعیت فعلی و حتی دوبرابری اش را داریم با هیج تحلیلی نمی توانیم ادعا کنیم که منابع آبی کشورمان کشش این همه افزایش جمعیت را داشته باشد.تنها در صورتی که مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد کننده عمده ی آب واقعی یا آب مجازی باشیم افزایش جمعیت ما را دچار بحران های آبی و زیست محیطی نمی کند.

نویسنده: محسن - چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱

فیلتر شدن الف برای من ناراحت کننده نبود. شاید هم خوشحال کننده بود.
به این امید که برای ما امت حزب الله تلنگری باشد و بیشتر دغدغه ی آزادی ( که یک سوم شعارهای انقلاب بود) داشته باشیم.
که بدانیم اگر از آزادی مثل سرمایه و کار ایرانی و فلسطین حمایت نکنیم و نسبت به وضعیت اش بی تفاوت باشیم ، قدرت و قدرتمندان خود به خود با آزادی هرکس از هر سلیقه و نگاهی بازی می کنند.

نویسنده: محسن - پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱

مدتیه به مساله ی پیری فکر می کنم.خیلی مساله ی عجیبیه
یکی از نشانه هاییه که درش به وضوح دست خدا رو میشه حس کرد.
آیه 68 سوره یس هم به همین موضوع اشاره داره
در واقع پیری همان کودکیه و اینه که باعث تعجب و کمی ترس میشه
تمام جنبه های آدم دوباره شبیه دوران کودکیش میشه .
دندون ها میریزه
قوت بدن مثل دوران بچگی میشه
صدا ،  دوباره نازک و ضعیف میشه
جثه ، کوتاه و کوچک میشه
درک نسبت به محیط پیرامون کاهش پیدا می کنه
بهونه گیر و حساس و زودرنج میشن مثل بچه ها
نسبت به مسائل و اموال کوچیک اطرافشون حریص میشن
اگر قرار بود سیر زندگی انسان و به طور کل موجودات زنده ،اتفاقی باشند باید همین طور به تکامل خودشون ادامه می دادند و انسان روز به روز کامل تر می شد یا اینکه گاهی سیر صعودی داشت گاهی نزولی ولی می بینیم که دقیقا همیشه برعکس اتفاق می افته .
پدیده هایی مثل پیری اینقدر به ما نزدیک و روتین هستند که درک اینکه پیری یک مساله ی غیرطبیعی و خاصه نیاز به فکر زیادی داره .

نویسنده: محسن - دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱

بخشی از یادداشت وبلاگ نظرات یک ایرانی ساکن لبنان :
... دخترهایی هستند که مو و پوست بدنشان را پوشانده اند با انواع حجاب، اما چنان با پسرها گرم می گیرند و می خندند و آرایش ها و زیور آلاتی دارند که اصلا با اصل حجاب متناقض است. در لبنان مثل ایران نیست که کسی حجاب داشته باشد اما موهایش بیرون باشد؛ یا حجاب دارد، یا اصلا چیزی سرش نمی کند. به نظر من هم همین درست است. چرا که لا اکراه فی الدین. زورکی سر مردم حجاب کردن نتیجه اش این می شود که در ایران می بینید و به شما متلک می گویند و اذیت می کنند و می دزدند و... اما در کشور آزادی مثل لبنان همه به فرد چادری احترام می گذارند. اصلا همه به دیگری احترام می گذارند و پوشش مبنای تعیین ارزش نیست. (اما چادری با ارزش تر است و بیشتر جوانان برای ازدواج دنبال چادری می گردند)

نویسنده: محسن - جمعه ۱٩ خرداد ۱۳٩۱

چی بگم...
دوست دارم برگردم.
بسه اینقدر دوری
دوست دارم بازم نماز صبح رو که خوندم پا برهنه برم بقیع
برم اون ته ته های بقیع بشینم...
کبوترها بیان
تیغ آفتاب بزنه
ولی بازم بغض گلوت رو رها نکنه



می دونم فقط اونایی که رفتند ممکنه حس منو بفهمند
شما دعا کنید بازم برگردم

نویسنده: محسن - پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

سه شنبه به دعوت دانشگاه ، نوجوان پاکستانی حافظ قرآنی آمده بود که کارهای حیرت انگیزی انجام می داد.سرعت ذهن فوق العاده ای در یادآوری آیات داشت.آیه را از ترجمه ی فارسی یا انگلیسی اش پیدا می کرد و هر صفحه ای قبل و بعدش را سریع یادآوری می کرد و می خواند.
عجیب ترین کاری که انجام داد این بود که آیه ی ذهن افراد را (حتی از پشت پرده) تشخیص می داد! حتی کلمه ی موردنظر را در میان کل آیات پیدا می کرد.
اسمش محمد تقی بود.
خدا حفظش کنه!


نویسنده: محسن - سه‌شنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩۱

اتفاقاتی که توسط مسوولان کشور رخ می دهد این باور را در انسان تقویت می کند که خواست آنها از جایی غیر از خواست مردم بلند می شود.
مسلما در زمینه هایی پبشرفت هایی داشته ایم اما آیا مطابق با خواست و صلاح مردم نیز بوده اند؟
وضعیت طرح های عمرانی و آبی کشور مصداق حرف بالاست.
بیشتر شبیه طرح های عمرانی ضربتی هیتلر در جنگ جهانی دوم می مانند.
آب شور دریای خزر را می خواهند ببرند وسط کویر ،شیرین کنند.
فرض بر این می گیریم که مطالعات علمی و فنی این طرح توسط متخصصین آن انجام شده (که نشده!) حجم هزینه های این طرح به قدری سنگین است که هیچ اولویتی ندارد.طرح های عظیم شیرین کردن آب به قدری هزینه بردارند که حتی شیخ های مایه دار عرب را هم با محدودیت های زیادی مواجه می کنند.
  آن هم در این زمانه که دریاچه ارومیه و بختگان و هزاران هکتار باغ و مزرعه از شوری و خشکی رنح می برند.
برای روشن شدن قصیه باید بدانیم که شوری آب دریای خزر 64 گرم بر لیتر است در حالی که شوری آب کشاورزی در بدترین حالت و با بهترین مدیریت باید به یک درصد مقدار قعلی برسد.یعنی تقریبا در حد درست کردن آب مقطر از آب خیار شور!
برای در اولویت بودن دریاچه ی ارومیه به چنین آبی هم عدد 340 گرم بر لیتر شوری دریاچه ی ارومیه را در نظر داشته باشید.
من به مانند جمعی از هموطنان مقصر گرد و خاک و خشکی دریاچه ارومیه را مسوولین نمی دانم به علت اینکه تغییر اقلیم پدیده ای ناگزیر است ولی ...هع!

نویسنده: محسن - چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠

به یک بزرگواری گفتم بگذار به این جبهه پایداری رای بدهیم تا قضیه شورتر از اینی که هست بشود. تا خودشان ، خودشان را بخورند.
بالاخره یک تجربه ای است واسه خودش!
دیدی گفتم بزرگوار؟
دیدی حجت الاسلام حسینیان فرمودند که پاسخ ها قانع کننده بود و مجلس غلط کرد که پرسید؟!
دیدی دانش آموز مرتب گذشته و رییس جمهور بیست فعلی هم فرمودند که بگذارید دور هم صفا کنیم و انبساط خاطری ایجاد بشه؟!


بی ربط : ما گول خوردیم! خدا ازمون بگذره!


نویسنده: محسن - سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠

نامه علی مطهری به سخنان پناهیان +
پاسخ پناهیان به مطهری +

به نظرم دو طرف از لحاظ منطق و اخلاق اشتباهاتی مرتکب شده اند ولی سطح منطق پناهیان پایین تر بود.خصوصا در مورد اولویت استقرار ولایت بر اجرای عدالت و انتقاد از معصومین و ولی فقیه.




نویسنده: محسن - سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠

- بعضی ها عقیده دارند که بعضی مرگها آسونتره .ولی به نظر من خیلی فرق چندانی ندارند.
مردن اگر جدایی روح از بدن باشد که از پا شروع می شود و به سر می رسد (اعتقاد بنده است) خیلی با دیگری فرقی ندارد.
مثلا بعضی ها خیال می کنند که با یک سکته سریع بمیری خیلی بهتره از اینکه ماشین زیرت بگیره یا اینکه تو مذاب بیافتی!
در حالی که به نظر من ظاهر قضیه است که تفاوتی داره .فرد از درون زجر یکسانی می بره.
دیروز تشییع جنازه ی بنده ی خدایی بودم .علت مرگ ، ایست قلبی بود.بنده ی خدا از شدت زجر دست و پا می زده و می خواسته خودش را از ماشین پرت کند. آخرین حرفش هم این بوده که عزرائیل روی سینم نشسته!

- به مسائل مربوط به روح ، رویا ، مرگ و ... خیلی علاقه دارم.
تا حالا زیاد تشییع جنازه نرفتم.ولی از این به بعد قصد دارم بیشتر برم.چون هم ثواب داره ، هم اینکه حال آدم رو از لحاظ معنوی بهتر می کنه ، هم دل مصیبت زده تسلی پیدا می کنه. دیروز بعد تشییع جنازه  آرامش خوبی احساس می کردم و کلا روز خوبی بود.

نویسنده: محسن - شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠

کف مطالبات مردم از قوه ی قضاییه این است که در مسیر عدالت گام بردارد.
مسیر عدالت این بود؟
دمپایی های ابطحی و بهزاد نبوی را به هر مناسبتی نشان می دهیم ولی فقط پس کله ی کچل مجریان اقتصادی ،  ببخشید! مفسدان اقتصادی  باید مشخص باشد؟
بابا دم شما گرم!
زورگیرهای محلات مگر چقدر آزار می رسانند که روی سرشان چهارراه باز می کنیم و روی خر می گردانیمشان؟!

 

بی ربط :
معاون فنی وزیر اطلاعات : شبکه اینترنت عامل تهدید یا ابزار جاسوسی نیست بلکه خود تهدید و خود جاسوس است. +
مثلا این مودم پلانت من خود جاسوسه! خودشه! بگیریدش!

نویسنده: محسن - چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠

مرد مدام سرک می کشید لای روزنامه های روی پیشخوان.صفحه ی اولشان را بالا پایین می کرد. گاه گداری سعی می کرد روزنامه ها و مجله ها را نیم ورقی  بزند یا جوری که روزنامه ها به هم نریزد صفحه وسطشان را نگاه کند. یک جشمش هم به دکه دار بود که از پشت شیشه حواسش به روزنامه هاست.
یکی از روزنامه ها را برداشت . دست کرد در جیبش و یک سکه پنجاه تومانی را ضمیمه ی یک اسکناس پنجاه تومنی مچاله کرد و داد به دکه دار.
دکه دار پول را پس داد و با کم تحملی و ناراحتی گفت هزار تومنه!
مرد با سر پایین روزنامه را گذاشت سرجایش و دوباره مشغول تیترها شد.

مطالب قدیمی تر »
کدهای اضافی کاربر :